و إني لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي، كأني بها و قد دخل الذل بيتها و انتهكت حرمتها و غصبت حقها و منعت إرثها و كسر جنبها و أسقطت جنينها و هي تنادي: يا محمداه! فلا تجاب و تستغيث فلا تغاث، فتكون أول من يلحقني من أهل بيتي، فتقدم علي محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة. فأقول عند ذلك: أللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها و أذل من أذلها و خلد في نارك من ضرب جنبها حتى ألقت ولدها، فتقول الملائكة عند ذلك: آمين.

وقتي چشمم به زهراء افتاد، به يادم افتاد مصائبي كه بعد از من بر سر زهراء خواهد آمد. گويا مي‌بينم كه ذلت وارد خانه او شده، ‌احترام او را هتك كردند، حق او را غصب كردند، ارث او را جلوگيري كردند، پهلوي دخترم را شكسته‌اند، جنين او را سقط كرده‌اند، دخترم را مي‌بينيم كه فرياد می زند :يا محمدا !!! ولي كسي او را جواب نمي‌دهد، هر چه ناله مي‌كند و فريادرسي مي‌خواهد، كسي به فريادش نمي‌رسد. دخترم زهراء، اول كسي است كه از اهل بيت من پيش من خواهد آمد. زهراء پيش من خواهد آمد، در حاليكه محزون و غمناك و حقش غصب شده و او را به شهادت رسانده‌اند.

فرائد السمطين لإمام الحرمين الجويني، ج2، ص35-34