متن فتواي شرم آور مفتي وهابي در برخورد با شيعيان

 
اين مفتي در آغاز فتواي خود اينچنين آورده است: درابتدا بايد بدانيم که شيعيان جز با يک حکومت اسلامي جهادي ريشه کن نمي شوند، شيعيان بعد از برپايي حکومت اسلامي مذکور دو راه دارند :يا اينکه اسلام را بپذيرند! يا اينکه سر بريده شوند

به گزارش «شيعه نيوز» به تازگي بر روي شبکه هاي اينترنتي اجتماعي متن فتواي يکي از مفتيان کينه توز وهابي به نام " ناصر العمر" در مورد شيعيان پخش شده است ، اين مفتي در سوالي با اين مضمون" خطر شيعيان نسبت به اسلام بيشتر از يهود و نصاري است، براي نجات امت اسلام چگونه اين طايفه را ريشه کن کنيم؟" اين چنين پاسخ ميدهد:

درابتدا بايد بدانيم که شيعيان جز با يک حکومت اسلامي جهادي ريشه کن نمي شوند، شيعيان بعد از برپايي حکومت اسلامي مذکور دو راه دارند :يا اينکه اسلام را بپذيرند! يا اينکه سر بريده شوند، اگر اصرار کردند بر مذهب خود باقي بمانند با آنها بايد اين چنين برخورد کنيد:

اول: همه ي شيعيان را چون سر بريدن گوسفند، سر ببريد تا خون سر تا پاي آنها را فرا بگيرد، و چه منظره ي بديعي است زمانيکه تو مي بيني اجساد شيعيان در دريايي از خون شناورند و صداي امواج خون رافضي گوشهايت را نوازش ميدهد و جنازه هايشان، چشم هايت را به وجد مي آورد.

دوم: زنان آنها را به اسارت ببريد و در ميان رزمندگان به صورت عادلانه تقسيم کنيد .

سوم: کودکان شيعه را به فراگيري تعليمات اسلامي صحيح وا داريد و توحيد و عقيده را به آنها آموزش دهيد، و به آنها آموزش هاي نظامي دهيد تا در فتوحات اسلامي از آنها استفاده شود.

چهارم: معابد و ضريح هاي شرک آلود شيعه را نابود و ويران کنيد.

پنجم: خانه هاي آنها را تفتيش کنيد وکتاب هاي شرک آلود  آنها را از بين ببريد.

ششم: روز عاشورا را جشن بگيريد و شيعيان را مجبور کنيد درآن شرکت کنند.

هفتم: آنها را مجبور کنيد کودکان خود را با اسمائي مانند معاويه، يزيد و عائشه و حفصه و... نامگذاري کنند.

ساده زیستی مقام معظم رهبری



 

ساده زیست ترین رهبر جهان


  

 خاطرات دوران کودکی مقام معظم رهبری

ساده زیستی مقام معظم رهبری

استخدام تک‌تیرندازان پاکستانی و اعزام به سوریه توسط قطر

نسخه چاپيارسال به دوستان
رقابت قطر و عربستان در صنعت تروریسم
استخدام تک‌تیرندازان پاکستانی و اعزام به سوریه توسط قطر

خبرگزاری فارس: در دو هفته اخیر 2 گروه جداگانه 67 نفره از بلوچ‌های پاکستانی از طریق ترکیه به سوریه اعزام شده‌اند، این فعالیت قطری‌ها در جهت تقویت گروه‌های وابسته به خود در سوریه و در رقابت با نیروهای هوادار سعودی انجام شده است.

خبرگزاری فارس: استخدام تک‌تیرندازان پاکستانی و اعزام به سوریه توسط قطر

به گزارش فارس، قطر در چند دهه اخیر با درآمدهای سرشار گازی وارد رقابت‌های منطقه‌ای با عربستان سعودی شده و با استفاده از رسانه‌ای همچون «الجزیره» جایگاه ویژه‌ای برای خود ایجاد کرده است.

در همین جهت قطر طی سالهای اخیر در مناقشات منطقه به عنوان واسطه‌ای تأثیرگذار و البته با استفاده از درآمدهای گازی گام دوم خود را برداشت و «تلاش برای حل و فصل مسئله شمال و جنوب سودان»، «اختلافات داخلی یمن و بخصوص درگیریهای گروه زیدالحوثی و رژیم سابق علی‌عبدالله صالح» و مسائل داخلی لبنان از نمونه‌های بارز این نوع از تلاش‌های قطر در منطقه بود.

پس از شروع حرکت‌های بیداری اسلامی در تونس، لیبی و مصر گام سوم قطر در تحولات منطقه رقم خورد و این‌بار قطر وارد فاز صنعت تروریسم شد، میلیون‌ها دلار در این راه هزینه شد که طبعاً هیچ حرکت قطری‌ها بدون برنامه‌ریزی آمریکا و غرب صورت نگرفته است.

با شروع بحران سوریه، قطر به گسترش این صنعت پرداخت و تروریست‌های سلفی را از سراسر جهان به سوی سوریه گسیل داشت و در آخرین اقدام، تک‌تیرندازان و تفنگچی‌های بلوچستان و پاکستان را برای آموزش استخدام کرد. 

طی دو هفته اخیر در دو گروه جداگانه 67 نفر از بلوچ‌های پاکستانی را از طریق ترکیه به صحنه‌های درگیر سوریه اعزام کرده است. این فعالیت جدید قطری‌ها در جهت تقویت گروه‌های وابسته به خود در سوریه و در رقابت با نیروهای هوادار سعودی انجام شده است.

آنچه از هم‌اکنون قابل لمس است اینکه آتش این کارخانه تروریسم ساز سرانجام دامن این شیوخ و پادشاهان را خواهد گرفت که این سنت الهی است.

پاسخ رهبر انقلاب به ۱۰ پرسش درباره مبارزه تاریخی ملت ایران با آمریكا

پاسخ رهبر انقلاب به ۱۰ پرسش درباره مبارزه تاریخی ملت ایران با آمریكا
از نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبارزه‌ی ملت ایران با سیاست‌های سلطه‌طلبانه‌ی آمریكا از سابقه‌ای تاریخی برخوردار است. این مقابله از كودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ آغاز شد و در ۱۶ آذر همان سال با سركوب حركت ضدآمریكایی دانشجویان ادامه یافت. 

 پاسخ رهبر انقلاب به ۱۰ پرسش درباره مبارزه تاریخی ملت ایران با آمریكا

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ از نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبارزه‌ی ملت ایران با سیاست‌های سلطه‌طلبانه‌ی آمریكا از سابقه‌ای تاریخی برخوردار است. این مقابله از كودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ آغاز شد و در ۱۶ آذر همان سال با سركوب حركت ضدآمریكایی دانشجویان ادامه یافت.

متن زیر مروری است بر دیدگاه‌ها و مواضع حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره تقابل ملت ایران و دولت آمریكا، كه پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای آن را در قالب پرسش و پاسخ‌ و به‌مناسبت روز دانشجو، تنظیم و منتشر كرده است.

1. آیا تقابل ملت ایران با دولت آمریكا صرفا به پس از انقلاب اسلامی برمیگردد؟

مبارزه از قبل از سال 43 شروع شد؛ يعنى از سال 32 با كودتاى 28 مرداد كه به وسيله‌ى آمريكائى‌ها در ايران انجام گرفت و حكومت دكتر مصدق را سرنگون كردند. مأموران آمريكائى رسماً آمدند ايران، با چمدانهاى پر از دلار، الواط و اوباش و اراذل و بعضى از سياستمداران خودفروخته را تطميع كردند و كودتاى 28 مرداد سال 32 را در اينجا راه انداختند و حكومت مصدق را سرنگون كردند. جالب اين است كه بدانيد حكومت مصدق كه به وسيلهى آمريكائى‌ها سرنگون شد، هيچگونه خصومتى با آمريكائى‌ها نداشت. او در مقابله‌ى با انگليسى‌ها ايستاده بود و به آمريكائى‌ها اعتماد كرده بود؛ اميدوار بود كه  آمريكائى‌ها به او كمك كنند؛ با آنها روابط دوستانه‌اى داشت، به آنها اظهار علاقه ميكرد، شايد اظهار كوچكى ميكرد. با اين دولت، آمريكائى‌ها اين كار را كردند. اينجور نبود كه دولتى كه در تهران سر كار است، يك دولت ضد آمريكائى باشد؛ نه، با آنها دوست بود؛ اما منافع استكبارى اقتضاء كرد، آمريكائى‌ها با انگليسها همدست شدند، پولها را برداشتند آوردند اينجا و كار خود را كردند.

تقريباً ده سال از اين قضيه گذشت، حادثه‌ى قيام مردم در پانزده خرداد و انقلاب اسلامى و مبارزات اسلامى و نهضت اسلامى پيش آمد. يعنى اينها ده سال فشار آوردند، كتك زدند، زندان كردند، اعدام كردند، هر كار خواستند در اين كشور كردند؛ بالاخره يك انفجارى در ده سال بعد از اين قضيه در خرداد 42 اتفاق افتاد. اينجا هم طرف قضيه اگرچه حكومت ظالم طاغوت و حكومت پهلوى بود، اما آمريكائى‌ها پشت سر اين حكومت قرار داشتند؛ آنها بودند كه آن را تقويت ميكردند و به وسيله‌ى او بر همه‌ى امور كشور ما مسلط شده بودند. اين مبارزه ادامه پيدا كرد تا سال 43؛ آمريكائى‌ها ناگزير شدند مستقيماً داخل مسائل بشوند. امام بزرگوار را در سال 43 تبعيد كردند. اينجا هم به حسب ظاهر، آنها توانستند حرف خودشان را پيش ببرند و به خيال خودشان ملت ايران را مغلوب كنند؛ اما ملت ايران مغلوب نشد.

بعد از سال 43 كه حكومت مطلقه‌ى محمدرضا پهلوى به پشتيبانى آمريكائى‌ها در كشور هزاران فاجعه آفريد و آمريكائى‌ها هم هرچه توانستند، به غارت و چپاول و توسعه‌طلبى و تجاوز در ايران ادامه دادند؛ ده‌ها هزار مستشارشان در ايران بردند، خوردند، پول گرفتند، شكنجه تعليم دادند، هزاران جنايت در ايران كردند، بالاخره در سال 56 و دنبالهاش سال 57 اين حركت عظيم ملت ايران به رهبرى امام بزرگوار شروع شد. اين دفعه، اين مبارزه ديگر مبارزهاى نبود كه اميد پيروزى براى دشمن وجود داشته باشد. ملت ايستاد، مقاومت كرد، فداكارى كرد؛ مردانش، زنانش، حتّى دانش‌آموزانش در خيابانها كشته شدند؛ اما سرانجام در سال 1357 ملت ايران پيروز شد. يعنى در اين مبارزه‌ى طولانى از سال 32 تا سال 57 - در طول مدت بيست و پنج سال مبارزه - بالاخره آن كه پيروز ميدان شد، ملت ايران بود.
بیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان ۱۰/۰۸/۱۳۹۱

  2. 16 آذر در تاریخ ما با چه ویژگی‌هایی باید شناخته شود؟

جنبش دانشجوئى خصلت و خاصيتش در كشور ما لااقل اينجور است - شايد در خيلى از كشورهاى ديگر هم باشد - كه ضد استكبارى، ضد سلطه، ضد ديكتاتورى و طرفدار عدالت است. شروع اين حركت يا مقطع شناخته شده‌ى اين حركت، همين 16 آذر است.
جالب است توجه كنيد كه 16 آذر در سال 32 كه در آن سه نفر دانشجو به خاك و خون غلتيدند، تقريباً چهار ماه بعد از 28 مرداد اتفاق افتاده؛ يعنى بعد از كودتاى 28 مرداد و آن اختناق عجيب - سركوب عجيب همه‌ى نيروها و سكوت همه - ناگهان به وسيله‌ى دانشجويان در دانشگاه تهران يك انفجار در فضا و در محيط به وجود مى‌آيد. چرا؟ چون نيكسون كه آن وقت معاون رئيس جمهور آمريكا بود، آمد ايران. به عنوان اعتراض به آمريكا، به عنوان اعتراض به نيكسون كه عامل كودتاى 28 مرداد بودند، اين دانشجوها در محيط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات ميكنند، كه البته با سركوب مواجه ميشوند و سه نفرشان هم كشته ميشوند. حالا 16 آذر در همه‌ى سالها، با اين مختصات بايد شناخته شود. 16 آذر مال دانشجوى ضد نيكسون است، دانشجوى ضد آمريكاست، دانشجوى ضد سلطه است.
 دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌ ۲۴/۰۹/۱۳۸۷

  3. مصادیق دشمنی‌ دولت آمریكا علیه ملت ما چه بوده است؟

كمك به حركتهای تروریستی

دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روى عبوس و چهره‌ى ترش و با لحن مخالفت روبه‌رو شد. البته آنها با محاسبات خودشان حق هم داشتند. ايران قبل از انقلاب در مشت آمريكا بود؛ منابع حياتى‌اش در اختيار آمريكا، مراكز تصميم‌گيرى سياسى‌اش در اختيار آمريكا، عزل و نصب مراكز حساس در اختيار آمريكا؛ مرتعى بود براى چراى آمريكائيان و نظاميان آمريكائى و غير آنها. خوب، اين از دستشان گرفته شد. ميتوانستند مخالفت خود را اينجور خصمانه ابراز نكنند؛ اما از اول انقلاب دولت آمريكا - چه رؤساى جمهور جمهورى‌خواهشان، چه رؤساى جمهور دمكراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى كرد؛ اين چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد. اولين كارى كه از طرف امريكائى‌ها انجام گرفت، تحريك مخالفين پراكنده‌ى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزيه‌طلب و تروريستى در كشور بود؛ از اول اين كار را شروع كردند. در هر نقطه‌اى از نقاط كشور كه حركتهاى تجزيه‌طلب در آنجا زمينه‌اى داشت، انگشت آمريكائى‌ها را ما ديديم؛ گاهى پول آنها را، و حتى در مواردى عناصر آمريكائى را ما در آنجا ديديم؛ اين براى مردم ما خسارت زيادى داشت. متأسفانه اين كار هنوز هم ادامه دارد.

تصرف دارائی‌های ایران

بعد تصرف و حبس دارائى‌ها و اجناس ايران. رژيم گذشته پول بى‌حسابى را در اختيار آمريكائى‌ها گذاشته بود، براى اينكه از آنها هواپيما بگيرد، بالگرد بگيرد، سلاح بگيرد. بعضى از اين وسائل، آنجا تهيه هم شده    وقتى انقلاب شد، آن وسائل را ندادند؛ آن پولها را كه ميلياردها دلار بود، ندادند؛ و عجيب‌تر اينكه اين وسائل را در يك انبارى جمع كرده بودند، نگه داشته بودند، انباردارى براى خودشان قائل شدند، خود را طلبگار كردند و از حساب قرارداد الجزائر انباردارى برداشتند! مالى را از يك ملت غصب كنند، پيش خودشان نگه دارند، ندهند، بعد انباردارى‌اش را هم بگيرند! اين رفتارى بوده كه از آن روز شروع شده، الان هم ادامه دارد. هنوز اموال ملت ايران آنجاست.

چراغ سبز به صدام و كمك به او در جنگ با ایران

به صدام چراغ سبز دادند؛ اين يك اقدام ديگر دولت آمريكا بود براى حمله‌ى به ايران. صدام اگر چراغ سبز آمريكا را نميگرفت، بعيد بود به مرزهاى ما حمله كند. هشت سال جنگ را بر كشور ما تحميل كردند؛ قريب سيصد هزار جوانهاى ما، مردم ما در اين جنگ به شهادت رسيدند. در طول اين هشت سال - بخصوص در سالهاى آخر - هميشه آمريكائى‌ها پشت سر صدام بودند و به او كمك ميكردند - كمك مالى، كمك تسليحاتى، كمك كارشناسى سياسى - خبرهاى ماهواره‌اى ميدادند و امكانات خبررسانى داشتند. تحرك نيروهاى ما را در جبهه در ماهواره‌هايشان ثبت ميكردند، بعد آن را همان شبانه براى قرارگاه‌هاى صدام ميفرستادند كه از آنها عليه جوانهاى ما و نيروهاى ما استفاده كند. در مقابل جنايات صدام چشمهايشان را بستند.

شلیك به هواپیمای مسافربری ما

بعد در آخر جنگ، هواپيماى مسافربرى ما را در آسمان خليج فارس افسر آمريكائى با موشكى كه از ناو جنگى شليك كرد، ساقط كرد. قريب سيصد نفر مسافر در اين هواپيما بودند، كه همه‌شان كشته شدند. بعد به جاى اينكه آن افسر توبيخ شود، رئيس جمهور وقت آمريكا به آن افسر پاداش و مدال داد. ملت ما اينها را فراموش كند؟ ميتواند فراموش كند؟

اهانت به ملت ایران

از تروريستهاى جنايتكارى كه در داخل كشور ما مرد را، زن را، جماعت را، فرد را كشتند، علماى بزرگ تا بچه‌هاى خردسال را ترور كردند و كشتند، حمايت كردند؛ به اينها اجازه دادند كه در كشورشان فعاليت كنند؛ دائما عليه كشورمان تبليغات خصمانه كردند. رؤساى جمهور آمريكا در طول اين سالها - بخصوص در دوره‌ى هشت ساله‌ى رئيس جمهور زائل‌شده‌ى قبلى - هر وقت عليه ملت ايران، عليه كشور ما، عليه مسئولين ما، عليه نظام جمهورى اسلامى صحبتى كردند و حرف مهمل و چرندى گفتند، اهانتى به ملت ايران كردند. در طول اين سالها هميشه همين جور بوده است.

آشفته‌سازی امنیت منطقه ما به خاطر دشمنی با جمهوری اسلامی

امنيت منطقه‌ى ما را، امنيت خليج فارس را، افغانستان را، عراق را دچار اغتشاش و آشفتگى كردند؛ براى مقابله‌ى با جمهورى اسلامى - و البته در واقع براى پر كردن جيب كمپانى‌هاى سلاح - سيل سلاحها را به كشورهاى منطقه سرازير كردند؛ از رژيم صهيونيستى بى‌قيد و شرط حمايت كردند...
هر وقت شوراى امنيت خواست عليه رژيم صهيونيستى قطعنامه‌اى بگذراند، آمريكا سينه‌اش را سپر كرد، آمد جلو و دفاع كرد و نگذاشت.

تهدید و توهین نسبت به ملت و مسئولین ایران

در هر مناسبتى و بى‌مناسبت كشور ما را تهديد كردند. دائم گفتند حمله ميكنيم، گفتند طرح نظامى روى ميز ماست، چنين ميكنيم، چنان ميكنيم. هر وقت عليه كشور ما حرف زدند، ملت ما را تهديد كردند. البته اين تهديدها در ملت ما اثر نكرد، اما آنها دشمنى خودشان را از اين راه نشان دادند. به ملت ايران، به دولت ايران، به رئيس جمهور ايران بارها اهانت كردند. يكى از آمريكائى‌ها چند سال قبل گفت ريشه‌ى ملت ايران را بايد كند! در همين سالهاى اخير يكى از مسئولين آمريكائى گفت ايرانى خوب و معتدل ايرانى‌اى است كه مرده باشد! به اين ملت بزرگ، به اين ملت با شرف، به اين ملتى كه فقط گناهش اين است كه از هويت و استقلال خود دفاع ميكند، اينجور اهانتها كردند.

تحریم ما به قصد دشمنی

 سى سال كشور ما را تحريم كردند، كه البته اين تحريم به سود ما تمام شد. ما بايد از آمريكائى‌ها از اين بخش تشكر كنيم. اگر ما را تحريم نميكردند، ما امروز به اين نقطه‌اى از علم و پيشرفت كه رسيده‌ايم، نميرسيديم. تحريم هميشه ما را وادار كرده كه به خود بيائيم، به خود فكر كنيم، از درون خود بجوشيم. ولى آنها قصدشان اين خدمت نبود، آنها ميخواستند دشمنى كنند.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۰۱/۰۱/۱۳۸۸

 4. علت اصلی دشمنی دولت آمریكا با ملت ایران و جمهوری اسلامی چیست؟

علت دشمنى عميق و آشتى‌ناپذير استكبار و در رأس آنها آمريكا و شبكه‌ى صهيونيستى دنيا با جمهورى اسلامى، اين حرفهائى كه گاهى گوشه و كنار گفته ميشود - چه چيزهائى كه آنها شعارش را ميدهند، چه تصوراتى كه بعضى در داخل ميكنند - نيست. مسئله اين است كه جمهورى اسلامى يك «نفى» با خود دارد، يك «اثبات».

نفى استثمار، نفى سلطه‌پذيرى، نفى تحقير ملت به وسيله‌ى قدرتهاى سياسى دنيا، نفى وابستگى سياسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنيا در كشور، نفى سكولاريسم اخلاقى؛ اباحيگرى؛ اينها را جمهورى اسلامى قاطع نفى ميكند.

يك چيزهائى را هم اثبات ميكند: اثبات هويت ملى، هويت ايرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پيدا كردن بر قله‌هاى دانش؛ نه فقط دنباله‌روى در مسئله‌ى دانش، و فتح قله‌هاى دانش؛ اينها جزو چيزهائى است كه جمهورى اسلامى بر آنها پافشارى ميكند. اين نفى و اين اثبات؛ اينها دليل دشمنى آمريكا و دشمنى شبكه‌ى صهيونيستى دنياست.
 دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌ ۲۴/۰۹/۱۳۸۷

  5. علت بنیادین مقابله ما با دولت آمریكا چیست؟

آيه‌ى شريفه‌ى قرآن مى‌فرمايد: «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللَّه فقداستمسك بالعروة الوثقى». اين، اعتصام به حبل‌اللَّه را براى ما معنا مى‌كند. تمسك به حبل‌اللَّه چگونه است؟ با ايمان باللَّه و كفر به طاغوت.

امروز طاغوت اعظم در دنيا، رژيم ايالات متحده امريكاست؛ زيرا صهيونيسم را او به وجود آورده است و آن را تأييد مى‌كند. امريكا جانشين طاغوت اعظم قبلى يعنى انگليس است. امروز تجاوز رژيم ايالات متحده و همفكرانش و همكارانش، دنياى اسلام را در وضعيت دشوارى قرار داده است و دنياى اسلام در پيشرفت خود، در موضعگيرى خود، در ترقى مادى و معنوى خود، زير فشار امريكا و همكاران و همفكران اوست.

در بسيارى از بخشهاى امت اسلامى ايمان باللَّه هست؛ اما كفر به طاغوت نيست. كفر به طاغوت لازم است. بدون كفر به طاغوت،تمسك به عروه‌ى وثقاى الهى امكانپذير نيست. ما كشورها و دولتها و ملتها را به اين كه به جنگ با امريكا بشتابند، دعوت نمى‌كنيم؛ ما دعوت مى‌كنيم كه تسليم امريكا نشوند.
 بیانات‌ در دیدار شركت كنندگان در همایش كنفرانس وحدت اسلامى‌ ۳۰/۰۵/۱۳۸۵

  6. آیا رابطه با امریكا خطر او را برای ما كم می‌كند؟

رابطه‌ى سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نميكند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ى سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنون‌آميز و سيطره‌طلبانه‌ى هيچ قدرتى را از بين نميبرد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكائى‌ها - نه امروز، هميشه اينطور بوده - وسيله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور. انگليسى‌ها هم همين طور بودند. انگليسى‌ها هم در طول ساليان متمادى سفارتخانه‌شان مركز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ كسانى كه حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‌ها يكى از كارهايشان اين است...

اينها اين خلأ را در ايران دارند؛ احتياج به پايگاه دارند، و پايگاه ندارند؛ اين را ميخواهند. احتياج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما اين را ندارند. ارتباط، اين را براى آنها تأمين ميكند. حالا مينشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.
 بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه‌هاى استان یزد ۱۳/۱۰/۱۳۸۶

  7. چرا با آمریكا مذاكره نمی‌كنیم؟

مذاكره‌ى در سايه‌ى تهديد و فشار، مذاكره نيست. يك طرف مثل ابرقدرتها بخواهد تهديد بكند و فشارى بياورد و تحريمى بكند و يك دست آهنى‌اى را نشان بدهد و از آن طرف هم بگويد خيلى خوب، بنشينيم پشت ميز مذاكره! اين مذاكره، مذاكره نيست. اينجور مذاكره‌اى را ما با هيچ كس نميكنيم. آمريكا هميشه با اين چهره براى مذاكره وارد ميدان شده است.

 آمريكا صادقانه مثل يك مذاكره‌كننده‌ى معمولى وارد ميدان نميشود، مثل يك ابرقدرت وارد مذاكره ميشود. ما با چهره‌ى ابرقدرتى مذاكره نميكنيم. ابرقدرتى را بگذارند كنار، تهديد را بگذارند كنار، تحريم را بگذارند كنار، براى مذاكره يك هدف و نهايت مشخصى فرض نكنند كه بايد مذاكره به آنجا برسد. جمهورى اسلامى زير بار اين فشارها نخواهد رفت؛ او هم به سبك خود به هر فشارى پاسخ خواهد داد. به زورگوئى متوسل نشوند، از نردبان ابرقدرتى كه نردبان پوسيده‌اى هم هست، پائين بيايند، اشكالى ندارد؛ اما تا وقتى كه آنجور است، امكان ندارد.
 بیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان ۱۰/۰۸/۱۳۹۱

  8. بعد از این مدت مبارزه كدام كشور پیروز میدان بوده است؟

ماندن انقلاب، نشانه پیروزی ملت ایران

اين در خور تأمل است. وقتى ما فهميديم كه در اينجا آن كه پيروز شده است، اراده و تصميم قاطع يك ملت همراه با ايمان و توكل به خداست، اين درسى ميشود براى همه‌ى ملتها؛ اين يك اصلى ميشود در همه‌ى تحولات تاريخى؛ فلسفه‌ى جديد تاريخ، مبتنى بر اصول اسلامى، با نگاه كردن به اين حادثه، به بار مى‌نشيند، تدوين ميشود و مورد قبول همه قرار ميگيرد؛ و اين واقعيت اتفاق افتاده است؛ يعنى ملت ايران در تمام اين مدت و تا امروز، پيروز اين ميدان عظيم است. به چه دليل؟ به طرف ايران نگاه كنيد؛ دليلش اين است كه اينها ميخواستند انقلاب را از بين ببرند، اما انقلاب ماند؛ انقلاب نه فقط ماند، بلكه روزبه‌روز قوى‌تر شد. امروز نسل جوان ما كه در زمان انقلاب نبوده است، در دوره‌ى جنگ تحميلى نبوده است، امام را نديده است، با همان انگيزه و با همان عزم و تصميمى درس ميخواند، كار ميكند، زندگى ميكند و نفس ميكشد كه جوان دوران انقلاب با آن عزم و تصميم، انقلاب را به وجود آورد. اينها نشانه‌هاى بارز زنده بودن انقلاب است.

پیشرفت روز به روز ایران اسلامی

علاوه‌ى بر همه‌ى اينها، نظام اسلامى را ملاحظه كنيد؛ نظام اسلامى استحكام پيدا كرد، ريشه دوانيد، حرف خودش را به دنيا منتقل كرد، ملتها را در مقابل عظمت خود وادار به اذعان و اعتراف كرد، خود را در چشم ملتهاى مسلمان و غير مسلمان بزرگ كرد. امام بزرگوار ما حتّى در چشم دشمنان خود، يك شخصيت عظيم و عاليرتبه است. ملت ايران به عنوان يك ملت پولادين، يك ملت مقاوم، يك ملت مؤمن، يك ملت با بصیرت، در دنيا معرفى شده است و در كشور، نظام اسلامى توانسته كشور را متحول كند.

 ايرانى كه امروز شما مى‌بينيد، ايرانِ دوران قبل از انقلاب نيست. ايرانِ دوران قبل از انقلاب، يك كشورِ عقب‌مانده بود؛ يك كشورِ فراموش شده بود؛ يك ملتِ بى‌ابتكار بود. با اين همه استعداد، با اين همه مواريث تاريخى، با اين فرهنگ غنى، اين ملت هيچ بروز و ظهورى نه در صحنه‌ى علم دنيا داشت، نه در صحنه‌ى سياست دنيا داشت، نه در صحنه‌ى فناورى دنيا داشت، نه حرف نوئى براى دنيا داشت، نه ابتكارى در زمينه‌ى مسائل منطقه و مسائل دنيا داشت؛ تابع محض بود. در داخل كشور، بجز يك مناطق معدودى كه مورد توجه مسئولان و سردمداران رژيم بود، بقيه‌ى مناطق كشور دچار ويرانى و دچار ناآبادانى بود...

 ايرانِ امروز اين پيشرفتها را دارد؛ اين كارها، اين ابتكارات، اين بروز جوانها در ميدان علم و سازندگى و حضور قوى در همه‌ى بخشها. اين حرفها آن زمان وجود نداشت. كشور پيش رفته؛ اين پيروزى است. انقلاب زنده ماند، نظام روزبه‌روز بارورتر و ريشه‌دارتر شد، ملت روزبه‌روز آگاهى‌اش بيشتر شد.

افول ارزشهای آمریكائی

 در دنيا هيچ كس نيست كه شك داشته باشد در اين كه آمريكا در اين سى سال، بيش از سى رتبه از لحاظ اقتدار و وجاهت جهانى سقوط كرده؛ همه اين را مى‌بينند و ميدانند؛ خود آمريكائى‌ها هم به همين اقرار ميكنند. همين سياستمداران قديمىِ كهنه‌كارِ آمريكائى، دولتها و دولتمردان فعلى را - كه بايد گفت دولتمردان و دولتزنان (!) فعلى را - مسخره ميكنند كه شما آمريكا را از آنجا رسانديد به اينجا. راست هم ميگويند؛ امریكا سقوط كرده. امروز هيچ دولتى در دنيا به قدر دولت آمريكا منفور نيست. اگر امروز دولتهاى منطقه‌ى ما و دولتهاى ديگر جرأت كنند و يك روزى را به عنوان روز برائت و نفرت از دولت آمريكا معين كنند و به مردم بگويند در اين روز بيائيد راهپيمائى كنيد، بزرگترين راهپيمائى تاريخ در دنيا اتفاق خواهد افتاد! اين از موقعيت آبروئى آمريكا.

 از لحاظ موقعيت منطقى و فكرى آمريكا: بالاخره يك دولت و يك ملت متكى است به آن فكر و منطقى كه ارائه ميدهد. ملتها فقط با پول كه در دنيا اعتبار پيدا نميكنند؛ بايد فكر و منطقى وجود داشته باشد. آمريكائى‌ها ميگفتند ما يك اصولى داريم - به قول خودشان - ارزشهائى داريم؛ ارزشهاى آمريكائى. براى اين اصول و ارزشها، در دنيا هى سر و صدا ميكردند. امروز نگاه كنيد ببينيد وضعيت ارزشهاى آمريكائى به كجا رسيده...

  ميشود اينجور نتيجه‌گيرى كرد كه قدرت آمريكا، دولت آمريكا، استكبار آمريكا كه در مقابل ملت ايران قرار گرفته بود و اين مبارزه‌ى طولانى را از سال 32 با ملت ايران شروع كرده بود - كه امسال سال 91 است - در اين مبارزه، آن كه شكست خورده، همان دولت مستكبرِ متكبرِ خودبزرگ‌بين آمريكاست؛ و آن كه پيروز شده، ملت سرافرازِ مصممِ مقتدرِ ايران است.
دیدار مسئولان نظام ۲۷/۰۵/۱۳۸۹

  9. آمریكا چه زمانی از دشمنی با ملت ایران دست خواهد برداشت؟

توطئه‌ها ادامه پيدا خواهد كرد، تا يك مقطعى؛ آن مقطع عبارت است از اقتدار همه‌جانبه‌ى كشور كه اين، كارِ شما دانشجوها، كارِ شما نسل جوان است. آن وقتى‌كه توانستيد كشور را به اقتدار علمى و به اقتدار اقتصادى برسانيد و آن وقتى‌كه توانستيد عزت علمى را براى كشور فراهم كنيد، آن روز البته توطئه‌ها كم خواهد شد؛ مأيوس‌ خواهند شد. تا وقتى به آن نقطه نرسيده‌ايم، منتظر توطئه‌ها بايد بود و آماده‌ى مقابله‌ى با اين توطئه‌ها بايد بود. و إن شاء اللَّه هرروزى كه بگذرد، شما قوى‌تر خواهيد بود، دشمن شما ضعيف‌تر خواهد شد و آن روزى كه پيروزى نهائى نصيب ملت بشود، إن شاء اللَّه روز دورى نخواهد بود.
 دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌ ۲۴/۰۹/۱۳۸۷

  10. سرانجام مبارزه‌ی تاریخی ملت ایران با دولت مستكبر آمریكا چه خواهد بود؟

ما يقين داريم كه در اين كارزارى كه بين حق و باطل، امروز راه افتاده است - كارزار بين اسلام و معارف اسلامى و بيدارى اسلامى از يك سو، و طمع‌ورزيهاى استكبارى سياستهاى شياطين عالم و در رأس آنها شيطان بزرگ يعنى دولت امريكا از يك طرف ديگر - پيروزى با ماست؛ پيروزى با طرف حق است. در اين، هيچ ترديدى وجود ندارد. همه‌ى قرائن اين را نشان ميدهند و تأييد ميكنند. طبيعتِ سنن الهى هم همين است؛ يعنى غير از اين معنى ندارد. آن گروهى كه طرفدار حقند اگر بايستند و اقدام بكنند، شكى نيست كه بر باطل پيروز خواهند شد. سنتهاى الهى در جهت تقويت حق است و انتظار طبيعى از جريان سنن الهى در تاريخ، اقتضاء اين را دارد. ما هم داريم به تجربه اين را مشاهده ميكنيم.
بیانات در دیدار میهمانان شركت كننده در چهارمین مجمع جهانى اهل بیت (ع) ۲۸/۰۵/۱۳۸۶


سؤال
پاسخ
۱آیا تقابل ملت ایران با دولت آمریكا صرفا به پس از انقلاب اسلامی برمیگردد؟
مبارزه از زمان كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شده
و تا كنون ادامه دارد.
 
۲۱۶آذر با چه ویژگی‌هایی باید شناخته شود؟
۱۶ آذر متعلق به دانشجوى ضدآمريكا و ضدسلطه است.
 
۳مصادیق دشمنی‌ دولت آمریكا علیه ملت ما
چه بوده است؟
كمك به حركتهای تروریستی، تصرف دارائی ایران كمك  به صدام در جنگ با ایران، شلیك به هواپیمای مسافربری،  اهانت به ملت ایران، تحریم‌های همه‌جانبه.
۴علت اصلی دشمنی دولت آمریكا با ملت ایران و جمهوری اسلامی چیست؟
یك: نفی سلطه‌پذیری، وابستگی سیاسی و سكولاریزم اخلاقی؛
دو: پافشاری ما بر هویت ملی و اسلامی، دفاع از مظلومان و فتح قله‌های علمی
 
۵علت بنیادین مقابله ما با دولت آمریكا چیست؟
طبق آیات قرآن پای‌بندی به ايمان بِالله و كفر به طاغوت واجب است و امروز طاغوت اعظم در دنیا آمریكاست.
 
۶آیا رابطه با آمریكا خطر او را برای ما كم می‌كند؟
به دو دلیل خطر آمريكا را كم نميكند. یك: آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ى سياسى داشتند. دو: رابطه، براى آمريكائى‌ها، همیشه وسيله‌اى براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدوری بوده است.
 
۷چرا با آمریكا مذاكره نمی‌كنیم؟
مذاكره در سايه‌ى تهديد و فشار
و از موضع ابرقدرتی، مذاكره نيست.
 
۸بعد از این مدت مبارزه كدام كشور
پیروز میدان بوده است؟

بقاء و پیشرفت انقلاب نشانه‌ی پیروزی ملت ایران است؛
ارزش‌های آمریكایی در دنیا افول كرده‌اند.
 
۹آمریكا چه زمانی از دشمنی با ملت ایران دست خواهد برداشت؟
تا زمان تحقق اقتدار همه‌جانبه‌ی سیاسی، اقتصادی و علمی ایران این دشمنی ادامه دارد.
 
۱۰سرانجام مبارزه‌ی تاریخی ملت ایران با دولت مستكبر آمریكا چه خواهد بود؟
سنت‌های الهی پیروزی جبهه حق را تضمین می‌كند.
 
 

«مایکل آیزنشتات»: سقوط اسد موجب ایجاد بحران‌های جدیدی خواهد شد

«مایکل آیزنشتات»:
سقوط اسد موجب ایجاد بحران‌های جدیدی خواهد شد

خبرگزاری فارس: یک تحلیل‌گر برجسته آمریکایی می‌گوید که سرنگونی اسد نه تنها به جنگ داخلی سوریه پایان نمی‌دهد بلکه منجر به آغاز دورجدیدی از ناآرامی‌ها خواهد شد و آمریکا نیز باید خود را برای رویارویی با یک بحران‌های جدیدی آماده کند.

خبرگزاری فارس: سقوط اسد موجب ایجاد بحران‌های جدیدی خواهد شد

به گزارش فارس، اندیشکده سیاست خاور نزدیک واشنگتن درمقاله ای به قلم «مایکل آیزنشتات»، مدیر برنامه مطالعات امنیتی و نظامی دراین موسسه، دراین باره نوشت: پیشروی نظامی گروه های مخالف سوری تا نزدیکی دمشق و حلب، احتمال سرنگونی رژیم اسد را بیش از پیش افزایش داده است. علی رغم آنکه هیچ کس نمی تواند پایان قطعی جنگ داخلی درسوریه را پیش بینی نماید، اما سرنگونی رژیم اسد تنها درگیری های فعلی را وارد مرحله ای خطرناک تر خواهد کرد و هرج و مرج گسترده تری را درکشور به دنبال خواهد داشت.

* سناریوهایی که سوریه در دوران پس از اسد با آنها روبرو خواهد بود

ماهیت انتقال قدرت درسوریه تا حدودی به چگونگی خروج رژیم اسد از صحنه قدرت بستگی دارد. درصورت حفظ انسجام نیروهای دولتی درزمان عقب نشینی از روستاها و شهرها، گروه های مخالف زمان بیشتری خواهند داشت تا به تأسیس نهادهای حکومتی موقت درمناطق تحت کنترل خود بپردازند و درنتیجه روند انتقال قدرت درآینده با مشکلات کمتری اجرا خواهد شد. درواقع مناطق وسیعی از کشور درحال حاضر از کنترل دولت خارج شده اند و توسط کمیته های محلی اداره می شوند.

سرنوشت سایرمناطق به این موضوع بستگی دارد که آیا رژیم بشاراسد همچنان به مبارزات خود در دمشق ادامه خواهد داد و یا به سوی سنگرهای خود در نواحی کوهستانی شمال غرب کشورعقب نشینی خواهد کرد. درصورت پافشاری اسد برادامه مبارزات، روند تشکیل یک دولت مرکزی جدید طی سال های آینده با مشکلات جدی روبرو خواهد شد. سقوط ناگهانی رژیم سوریه و تلاش گروه های مخالف به منظور پرکردن خلاء قدرت، مانع از اجرای موثر روند انتقال قدرت درکشور می شود.

درصورت سرنگونی اسد، پرسش های متعددی دراین زمینه مطرح خواهد شد، پرسش هایی ازقبیل: آیا گروه های مخالف، نیروهای دولتی را اخراج خواهند کرد؟ آیا دفاتردولتی تخریب و غارت خواهند شد؟ و آیا گروه های مخالف برای رسیدن به قدرت با یکدیگر به مبارزه خواهند پرداخت؟ هریک از این مسائل می تواند روند انتقال قدرت و تشکیل دولت جدید درکشور را به مخاطره بیاندازد.

به دلیل محلی بودنِ اکثر گروه های شورشی و تفرقه موجود میان آنها و همچنین ارتباط بسیارکم این گروه ها با اپوزوسیون خارجی سوریه، تشکیل یک دولت مرکزی، قدرتمند و یکپارچه ازطریق ادامه جنگ داخلی امری بعید به نظرمی رسد. دولت جدید احتمالاً با چالش های فراوانی درزمینه کنترلِ رهبران محلی که با رژیم اسد جنگیدند و نواحی متعددی را از چنگ دولت خارج نمودند، روبرو خواهد شد.

این رهبران به جای آنکه دستاوردهای خود را دراختیار دولت مرکزی جدید قراردهند، تمایل خواهند داشت تا با سایر رهبران محلی، اعضای جوامع قومی و فرقه ای و قدرت های خارجی همکاری نمایند. این دقیقاً موضوعی است که پس از پایان جنگ داخلی درلبنان شاهد آن بودیم.

* آینده جامعه علوی‌ها پس از سرنگونی اسد چگونه خواهد شد؟

جامعه علوی ها درشمال غربی سوریه نیز درمعرض تحرکات مشابهی قرار خواهد گرفت. این جامعه ممکن است تبدیل به یک نهاد واحدِ تحت کنترلِ بشار اسد، جانشین وی و یا یک حزب نظامی شود. همچنین ممکن است این جامعه به یک پایگاه برای جنگ سالاران (فرماندهان سابق نظامی و امنیتی) به منظورکنترل برنهادهای خودمختار قبیله ای و منطقه ای تبدیل شود.

درصورت کنترل تنش ها درجوامع علوی و شهرهای ساحلی، تأسیس چنین نهادها و پایگاه هایی دراین مناطق مُیسرخواهد شد. این نهادها قادر خواهند بود بقایای ارتش سوریه، فرودگاه بین المللی و بنادر لاذقیه را تحت کنترل خود گرفته و ازاین طریق سود ناشی از واردات کالا به مقصد نواحی داخلی سوریه، عراق و اردن را دراختیار بگیرند.

سرنگونی رژیم اسد و تشکیل یک دولت علوی احتمالاً دور جدیدی از کشتارها و پاکسازی های قومی درمیان سنی ها و علوی ها را به دنبال خواهد داشت. این دولت همچنین درمعرض حملات مداوم ازجانب گروه های افراط گرای سنی قرارخواهد گرفت.

با این حال اگر جنگ سالاری به سایرمناطق سوریه سرایت پیدا کند، بازهم تصوراین موضوع دشوار است که گروه های مخالف سنی با یکدیگرمتحد شوند و به اجرای عملیات های نظامی درنواحی دوردست کوهستانی که علوی ها درآنجا ساکن هستند، بپردازند.

* سقوط رژیم اسد به عنوان مقدمه ای برای آغاز اقدامات جدید ایران و حزب الله درسوریه محسوب خواهد شد

تقویت جنگ سالاری درسوریه، فرصت های جدیدی را برای عوامل خارجی به ویژه ایران و حزب الله ایجاد خواهد کرد. درواقع ایران و حزب الله به دنبال یافتن متحدانی ازمیان عناصر رژیم سابق سوریه خواهند بود.

آنها همچنین از اتحاد و همکاری با کردها، دروزی ها و جنگ سالاران سنی که سیاست های مشابهی را با سیاست های تهران درزمینه مسائل عراق و غزه دنبال می کنند، استقبال خواهند کرد. ایران و حزب الله حتی ممکن است از گروه های جهادگرا و سَلفی به منظور ایجاد یک جبهه جدید علیه اسرائیل دربلندی های جولان حمایت کنند.

مداخله گسترده ایران در درگیری های داخلی سوریه بدین معناست که این کشور حتی پس از سرنگونی اسد نیز نقش مهمی را درمنطقه ایفا خواهد کرد. در واقع ایران به دنبال تثبیت روابط با گروه های مسلح در سوریه در دوران پس از اسد خواهد بود تا ازاین طریق بتواند برترکیه، اسرائیل و اردن فشار بیشتری وارد کرده و خطوط ارتباطی خود با حزب الله درلبنان را حفظ نماید و همچنین ازتبدیل شدن سوریه به پایگاهی برای سنی های عراق جلوگیری به عمل آورد.

ادامه خشونت ها و افزایش مداخلات خارجی درسوریه درسطح وسیع تر، منجر به تشدید تنش های فرقه ای د رلبنان، ترکیه و عراق خواهد شد و این تنش ها سرانجام درگیری میان اعراب و ایرانیان درخلیج فارس را به دنبال خواهد داشت.

* روند صلح آمیز انتقال قدرت درسوریه نیز منجربه ایجاد ناآرامی ها درآینده خواهد شد

حتی یک روند انتقال قدرت آرام نیز منجربه ایجاد مشکلات جدی درآینده خواهد شد، همان گونه که پس از سرنگونی طالبان درسال 2001 و سقوط صدام حسین درسال 2003 شاهد خشونت های گسترده در افغانستان و عراق بودیم. یک دولت انقلابی سنی در سوریه قطعاً به مخالفت با ایران خواهد پرداخت و سیاست هایی برمبنای همکاری بیشتر با ترکیه، مصر و عربستان را دنبال خواهد کرد.

در واکنش به این اقدام، ایران و حزب الله می توانند با حمایت های نظامی از عناصر رژیم سابق سوریه، شورش هایی را علیه دولت جدید این کشور رهبری کنند و با تضعیف قدرت در سوریه، ازحمایت های دولت جدید این کشور از سنی های عراق جلوگیری به عمل آورند. در واقع تلاش های ایران به منظور ایجاد نیروهای شبه نظامی درسوریه مشابه نیروهای بسیج درکشورخود، اجرای اقدامات آینده ایران در سوریه را تسهیل خواهد کرد. دولت عراق به رهبری نوری المالکی نیز احتمالاً از این تلاش های ایران حمایت خواهد کرد.

* سایر عوامل تأثیرگذار بر روند انتقال قدرت در سوریه و منافع آمریکا در منطقه

عوامل دیگری نیز وجود دارد که هرگونه روند انتقال قدرت در دوران پس از اسد و منافع آمریکا درمنطقه را تحت تأثیر قرارمی دهد:

• غارت و تخریب گسترده تأسیسات و تجهیزات نظامی درسوریه، شرایط را برای دولت آینده این کشوربه منظور برقراری امنیت بسیار دشوار خواهد کرد و احتمال ظهورجنگ سالاری را افزایش خواهد داد. عدم توانایی شورشیان درحفظ امنیت مناطق آزاد شده به دلیل کمبود نیروی انسانی و ترس از حملات هوایی رژیم اسد، باعث تشدید ناآرامی، دزدی و غارت دراین مناطق خواهد شد.

• با افزایش فشارها بر رژیم سوریه، بشاراسد ممکن است به استفاده از سلاح های شیمیایی متوسل شود. چنین اقدامی قطعاً فجایع انسانی به بارخواهد آورد و دولت آینده سوریه را نیز با مشکلات متعددی دراین زمینه روبرو خواهد ساخت. عناصرسابق رژیم نیز ممکن است کنترل انبارهای سلاح های شیمیایی را دردست بگیرند تا بتوانند ازاین طریق یک عامل بازدارنده برای نواحی علوی نشین تحت کنترل خود فراهم سازند. درمقابل، با تسلط گروه های تروریستی و شورشی برسلاح های شیمیایی، این احتمال وجود خواهد داشت که روند درگیری های آینده در سوریه، استفاده از سلاح های شیمیایی را نیزشامل شود.

• برای دولت آینده سوریه بسیار دشوار خواهد بود تا بتواند برمناطق تحت کنترل کردها مسلط شود. درصورت آغاز اقدامات دولت جدید دراین زمینه، مناطق مرزی و نواحی خودمختار تحت کنترل کردها به مرکز خشونت ها تبدیل خواهند شد. این درحالی است که گروه های حاکم براین مناطق ازجمله اتحادیه دموکراتیک کردستان، روابط خود با ترکیه و به ویژه با حزب کارگران کردستان دراین کشور را ادامه خواهند داد.

• گروه های جهادگرا ممکن است ازسوریه به عنوان پایگاهی برای حمله به کشورهای همسایه مانند اسرائیل، اردن و عراق استفاده نمایند و این امر قطعاً روند انتقال قدرت درسوریه را پیچیده ترخواهد کرد.

• با افزایش شمارپناهندگان سوری درترکیه، لبنان و اردن، توانایی امدادرسانی به این پناهندگان کاهش خواهد یافت و بدون کمک های بین المللی، یک فاجعه انسانی دراین زمینه رخ خواهد داد.

• پیروزی گروه های مخالف سنی درسوریه منجربه تقویت اسلام گرایان در اردن و کرانه باختری خواهد شد و همچنین به رقبای سنی دولت نوری المالکی درعراق نیز نیرویی مضاعف خواهد بخشید. این امر قطعاً پیامدهای طولانی مدتی را درزمینه موازنه قدرت سیاسی دراین جوامع به دنبال خواهد داشت.

* آمریکا باید چه اقداماتی را در زمینه بحران سوریه دنبال کند؟

بسیاری ازاین سناریوها به عنوان چالش هایی جدی برای ثبات درمنطقه و سیاست های آمریکا درخاورمیانه محسوب می شوند. با توجه به عدم تمایل آمریکا برای مداخله نظامی درسوریه، چه اقداماتی دراین زمینه باید صورت پذیرد؟ واشنگتن باید از گسترش پیامدهای جنگ داخلی سوریه به سایر مناطق جلوگیری کند و همچنین اقداماتی را به منظور فراهم ساختن کمک های بشردوستانه برای پناهندگان سوری در اردن، ترکیه، لبنان و نواحی امن درداخل سوریه دنبال نماید.

درعین حال، آمریکا باید به حمایت های خود از اسرائیل و ترکیه درزمینه مسائل مربوط به مبارزه با تروریسم ادامه دهد و همچنین تلاش ها به منظور جلوگیری از استفاده رژیم اسد از سلاح های شیمیایی را نیز دردستور کارخود قراردهد.

از همه مهم تر، آمریکا باید به شناسایی دقیق گروه های مسلح و مخالف بپردازد، زیرا این گروهای مسلح ممکن است در دوران پس از اسد اقداماتی را برضد دولت جدید سوریه دنبال کنند. علی رغم آنکه بسیاری از شورشیان سوری به دلیل عدم مداخله مستقیم واشنگتن در امور سوریه بسیار ناراضی هستند، اما با این حال آنها به کمک های اقتصادی، نظامی و سیاسی ازجانب آمریکا نیاز دارند.

به منظور اجرای هرچه موثرترِ این اقدامات درسوریه، واشنگتن نیازمند اطلاعات دقیق درباره عناصرکلیدی و تأثیرگذار دراین کشور است. درحال حاضر، اکثراین عناصر عضو گروه های مخالف و مسلح هستند و درصورت تشکیل یک دولت علوی، عناصر اصلی این دولت را مقامات نظامی و امنیتی رژیم سابق سوریه تشکیل خواهند داد.

رزمناو آمریکایی به نزدیکی سواحل سوریه رسید

رزمناو آمریکایی به نزدیکی سواحل سوریه رسید

خبرگزاری فارس: رزمناو آمریکایی آیزنهاور با 8 هزار تفنگدار دریایی به نزدیکی سواحل سوریه رسیده است.

خبرگزاری فارس: رزمناو آمریکایی به نزدیکی سواحل سوریه رسید

به گزارش فارس به نقل از راشاتودی، رزمناو «یو‌اس‌اس آیزنهاور» آمریکا که 8 اسکادران جنگنده نیروی هوایی و 8 هزار نیروی تکاور را حمل می‌کند، به نزدیکی سواحل سوریه رسیده تا معلوم شود که ایالات متحده در حال آماده شده برای یک عملیات زمینی احتمالی در سوریه است.

بنابراین گزارش، در حالی که دولت اوباما تاکنون سخن از هیچ‌گونه دخالت نظامی آمریکا در سوریه به‌میان نیاورده است، تایمز گزارش داده است که ارتش آمریکا آماده است تا ظرف تنها چند روز چنین عملیاتی را در صورت استفاده سوریه از تسلیحات شیمیایی به عمل آورد.

برخی منابع مدعی‌اند که حکومت سوریه ممکن است طی چند روز یا چند هفته آینده از سلاح‌های شیمیایی خود علیه مخالفان خود استفاده کند.

رزمناو آیزنهاور یکی از 11 رزمناو هواپیمابر آمریکا در جهان است که هزاران نفر گنجایش دارد.

فتواي مضحک مفتي وهابي سعودي

عريفي مفتي وهابي سعودي در فتواهاي جديد خود مدعي شد که جنيان به نظاميان بشار اسد کمک مي کنند و باعث فرار فرشتگان وهابي از ميدان درگيري شده اند!
 
 
به گزارش  شبستان، «محمد عريفي» مفتي وهابي سعودي که هر از چند گاهي براي جلب توجه فتواهاي عجيب و غريب از خود صادر مي کند، اين بار در توهمات خود درباره سوريه سخناني را ايراد کرده است!
 
محمد عريفي از جمله مفتي هاي وهابي عربستان است که پرونده سياهي در اهانت به پيامبر اکرم(صلي الله عليه واله)، شيعيان و آيت الله سيد علي سيستاني، مرجع عاليقدر شيعيان عراق دارد.
 
جسارت وي در اهانت به پيامبر اکرم(صلي الله عليه واله) به حدي بود که حتي مفتي هاي وهابي ديگر سخن به اعتراض گشودند و خواستار محاکمه وي شدند. اين مبلغ وهابي سعودي درباره سوريه و نظاميان بشار اسد مدعي شده است که جنيان در کنار او هستند و با تروريستها مبارزه مي کنند و با مبارزه جنيان، فرشته هاي وهابي از ترس مبارزه با نظام سوريه پا به فرار گذاشته اند!
 
به نظر مي رسد، وهابي هاي دجال صفت که با دادن پول و حمايت از تروريستهاي سوري سعي در براندازي نظام اسد داشتند، از عملي شدن نقشه هاي شوم خود نااميد شده و مفتي هاي سعودي دست به دامن توهمات خود شده اند تا افکار عمومي را منحرف کنند.
 
اين مفتي وهابي سعودي در سخنراني نماز جمعه خود در جمع هوادارانش مدعي شده است که جنيان سوار بر اسب سفيد به کمک ارتش سوريه مي آيند تا افراد مسلح را شکست دهند.
 
با شنيدن اين سخنان مي توان گفت که وهابي هاي تکفيري در دهه 80 زمان درگيري در افغانستان نيز سخناني اينچنيني را روايت مي کردند و مثلا مي گفتند که يک هواپيماي جنگي با پرتاب يک سنگ سقوط کرده است! با چه رويکردي سعي در تهيج افکار عمومي دارند.
 
در همين راستا عريفي پس از شنيدن احوالات ارتش آزاد سوريه( نيروهاي وابسته به القاعده) و پيروزي نظاميان سوري بر تروريستها تلاش مي کند تا با سخناني اين چنين افکار عمومي و تروريست ها را از حقايق واقعي شکست جبهه مخالفان اسد دور نگه دارد.
 

اطلاعيه دفتر آيت‎الله سيستاني در مورد عدم صحت مطالب نسبت داده به ايشان + سند

اطلاعيه دفتر آيت‎الله سيستاني در مورد عدم صحت مطالب نسبت داده به ايشان + سند
دفتر آيت‎الله سيستاني در اطلاعيه‎اي اعلام كرد كه اخيرا رسانه‎ها و افراد مطالبي را به نقل از معظم له اعلام كردند كه دفتر اين مرجع عالي‎قدر، اخبار منتشر شده را از پايه تكذيب كرده است. 

 اطلاعيه دفتر آيت‎الله سيستاني در مورد عدم صحت مطالب نسبت داده به ايشان + سند

به گزارش خبرگزاري اهل‎بيت(ع) ـ ابنا ـ دفتر «آيت‎الله العظمي سيدعلي حسيني سيستاني» از مراجع بزرگ و عالي‎قدر شيعيان جهان، در اطلاعيه‎اي اعلام كرد كه اخيرا مطالبي را افراد و رسانه‎ها به نقل از ايشان ذكر كرده اند كه دفتر معظم له اين اظهارات را فاقد اعتبار خوانده و كذب بودن اين اطلاعات را از پايه و اساس اعلام داشته است.

بر اساس اين گزارش، در متن اطلاعيه صادر شده از سوي دفتر معظم له آمده است:

بسمه تعالي

در چند مورد مشاهده شده است كه بعضي از زوار و هيئاتي كه با حضرت آيت الله العظمي سيستاني مدظله ديدار نمده‎اند، گفته‎ها و مطالبي را به معظم له نسبت داده اند كه به‎كلي خلاف واقع بوده و يا از دقت لازم برخوردار نبوده است، بدين وسيله به عموم برادران و خواهران ايماني اعلام مي‎نماييم كه هر گفته و مطلبي كه در رسانه‎ها و وسايل ارتباط جمعي به ايشان نسبت داده مي‎شود اگر به تاييد دفتر معظم له نرسيده باشد، فاقد اعتبار بوده و قابل اعتبار نيست.

اسرائيلي رادار  ناکام(حزب الله کي تکنالاجي زنده باد)


امريکي جاسوسي جهاز

















ادعاي مضحك سفیر سابق آمریکا درباره احتمال حمله به ایران در تابستان آينده

ادعاي مضحك سفیر سابق آمریکا درباره احتمال حمله به ایران
سفیر سابق آمریکا در تل آویو مدعی شد كه اوباما در صورت عدم حل موضوع هسته ای ایران از راه‎های دیپلماتیک، در تابستان آینده به این کشور حمله خواهد کرد. 
 ادعاي مضحك سفیر سابق آمریکا درباره احتمال حمله به ایران

به گزارش خبرگزاري اهل‎بيت(ع) ـ ابنا ـ «مارتین ایندیک» سفیر سابق آمریکا در تل آویو، در گفت‎وگو با "یدیعوت آحارونوت" اظهار داشت: «باراک اوباما» رييس جمهوري آمريكا، بر مبنای سیاست منع گسترش تسلیحات هسته‎ای، حمله به ایران را عملی خواهد کرد.

وی افزود: من معتقدم رئیس جمهور آمریکا در صورت عدم حل موضوع هسته ای ایران از راههای دیپلماتیک، به این کشور حمله نظامی خواهد کرد.

سفیر سابق آمریکا در تل آویو همچنین خاطرنشان كرد: اوباما تنها در صورت مشاهده اراده واقعی دو طرف اسرائیلی و فلسطینی، تلاش‎ها برای پیشبرد مذاکرات سازش را از سر خواهد گرفت.

هاآرتص: اسرائیل اروپا را از دست داد


هاآرتص: اسرائیل اروپا را از دست داد

خبرگزاری فارس: رای‌گیری در مجمع عمومی سازمان ملل مقامات اسرائیلی را شوکه کرد زیرا آنها شاهد بودند، همه کشورهای اروپایی به جز جمهوری چک، اسرائیل را به نفع حمایت از فلسطینی‌ها تنها گذاشتند و به عضو ناظر شدن آنها رای مثبت دادند.

خبرگزاری فارس: هاآرتص: اسرائیل اروپا را از دست داد

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه «هاآرتص» در مطلبی به بررسی علت حمایت اروپا از تشکیلات خودگردان فلسطین در سازمان ملل و تنها ماندن اسرائیل در این ماجرا پرداخت و نوشت: در حالی که روز پنج‌شنبه زمان رو به پایان بود، میزان شکست اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل به طور مداوم شفاف‌تر می‌شد. دفتر نخست وزیر و وزیر خارجه یکی پس از دیگری، گزارش‌هایی را از سفارت‌های اسرائیل در اروپا دریافت می‌کردند مبنی بر اینکه این کشورها در لحظه آخر رای خود را تغییر داده و به سمت فلسطینی‌ها تمایل پیدا کرده‌اند.

این روزنامه اسرائیلی ادامه داد:‌ چند ساعت قبل از رای‌گیری، مقامات اسرائیلی متوجه شدند تل‌آویو غیر از آمریکا، کانادا و جمهوری چک، بدون حمایت غربی، رها شده است. یک مقام ارشد وزارت خارجه اسرائیل در این باره گفت: «ما اروپا را از دست دادیم».

در این مطلب آمده: کاهش حمایت از اسرائیل و تمایل به فلسطینی‌ها چند روز قبل از آن، از فرانسه آغاز شد. سخنان «فرانسوا اولاند»، رئیس جمهور فرانسه در کنفرانس خبری با «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر اسرائیل در پاریس حدود یک ماه قبل که در آن، او از اقدام فلسطینی‌ها در سازمان ملل ابراز تردید کرده بود، ناپدید شد، گویی اولاند هرگز این سخنان را بر زبان نیاورده بود.

هاآرتص نوشت: به‌رغم سخنان قبلی، فرانسه اعلام کرد به جای رای ممتنع، به نفع عضو ناظر شدن فلسطین در سازمان ملل رای می‌دهد. در کل، 16 عضو اتحادیه اروپا حمایت خود را از اقدام فلسطین اعلام کردند. در واقع، اسپانیا، قبرس، پرتغال، لوکزامبورگ، فنلاند، دانمارک، اتریش، مالتا، ایرلند، ایتالیا، اسلونی، بلژیک، سوئد، آلمان و یونان همگی در روزهای آخر به فرانسه پیوستند. نروژ و سوئیس که اعضاء اتحادیه اروپا نیستند، نیز حمایت خود را از درخواست فلسطینی‌ها اعلام کردند.

در بخش دیگری از این تحلیل آمده:‌ در نهایت، مجمع عمومی سازمان ملل فلسطین را در مرزهای 1967 به عنوان عضو ناظر به رسمیت شناخت که در این میان، 138 کشور به نفع قطعنامه این مجمع رای دادند. به همین خاطر، اسرائیل با شکست سیاسی تحقیرکننده‌ای روبرو شد و خود را منزوی یافت.

به نوشته این روزنامه، انگلیس که تنها چند روز قبل از رای‌گیری،‌ تلاش می‌کرد محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را به عقب‌نشینی از درخواست خود متقاعد کند، نیز موضع خود را تغییر داد. انگلیس متعهد شده بود به این قطعنامه رای ممتنع یا منفی دهد اما موضع خود را تغییر داد و به اسرائیل اعلام کرد اگر فلسطینی‌ها به آنها ضمانت دهند که بدون پیش‌ شرط مذاکرات صلح را آغاز کنند و دادخواستی را علیه اسرائیل در دادگاه لاهه مطرح نکنند، انگلیس نیز قصد دارد از درخواست فلسطینی‌ها حمایت کند. اسرائیل امیدوار بود انگلیس چنین ضمانتی دریافت نکند که چنین شد با این حال، این کشور به قطعنامه مجمع عمومی رای ممتنع داد.

هاآرتص نوشت: سخت‌ترین ضربه از سوی برلین وارد شد. در تل‌آویو گمان می‌شد، آلمان مطمئنا علیه قطعنامه سازمان ملل رای می‌دهد، از این رو، تصمیم این کشور برای عدم مخالفت با درخواست فلسطینی‌ها و دادن رای ممتنع به آن، مقامات ارشد در دفتر نخست وزیری و وزیر خارجه را شوکه کرد. یک مقام ارشد آلمانی که به دلیل حساسیت موضوع، خواست نامش فاش نشود، در این باره به روزنامه هاآرتص گفت، «آلمان مدت‌هاست در تلاش است در مسئله فلسطین به اسرائیل کمک کند اما تل‌آویو اقدامات لازم برای پیشبرد روند صلح را انجام نداده است. اسرائیلی‌ها به هیچ عنوان به درخواست ما برای اقدام در زمینه روند صلح پاسخ نداد».

در ادامه این مطب آمده:‌ مقامات اسرائیلی از آلمانی‌ها عصبانی هستند. یک مقام وزارت خارجه اسرائیل در این باره گفت؛ «تغییر موضع انگلیس باعث تغییر رای آلمانی‌ها شد چراکه آنها نمی‌خواستند در اتحادیه اروپا منزوی شوند». تردید اسرائیلی‌ها در قبال اقدام فلسطینی‌ها در سازمان ملل، تصمیم‌سازان آلمانی را عصبانی کرد. آلمان‌ها احساس می‌کردند مقامات اسرائیلی مرموز هستند و همکاری نمی‌کنند.

طبق این گزارش، البته استدلال آلمانی‌ها برای دادن رای ممتنع چیز دیگری بود. یک مقام بلندپایه آلمانی در این باره گفت، «قطعنامه سازمان ملل برای به رسمیت شناختن فلسطین از یک لحاظ مثبت بوده است. این اقدام به روشنی به راه‌حل ایجاد دو کشور معنا می‌بخشد».

این روزنامه اسرائیلی در ادامه گزارش خود آورده است: مقامات ایتالیا نیز اعلام کردند از درخواست فلسطینی‌ها در سازمان ملل حمایت می‌کنند. «ماریو مونتی»، نخست وزیر ایتالیا در تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو به وی اطلاع داد، ایتالیا نیز رای خود به فلسطینی‌ها را از ممتنع به مثبت تغییر خواهد داد. او نیز بیان کرد هدف از این کار، تقویت محمود عباس و راه حل ایجاد دو کشور است.

طبق این گزارش، «کارل بیلدت»، وزیر خارجه سوئد نیز با انتشار مطلبی بر روی وبلاگ خود اعلام کرد، کشور او نیز پس از بررسی‌های نظر اولیه خود برای دادن رای ممتنع، به این نتیجه رسیده است که به قطعنامه سازمان ملل رای مثبت دهد. بلژیک نیز حمایت خود از درخواست فلسطین در سازمان ملل را اعلام کرد.

به نوشته هاآرتص، دولت جمهوری چک تنها عضو اتحادیه اروپا بود که با اقدام فلسطین مخالفت کرد. به علاوه، اسرائیل در روزهای آخر تماس‌های گسترده‌ای با بلغارستان و رومانی گرفت که در نهایت این دو تصمیم گرفتند به قطعنامه رای ممتنع دهند. لهستان و هلند نیز رای ممتنع دادند. تنها کشورهایی که به این قطعنامه رای مثبت دادند غیر از جمهوری چک، عبارت بودند از آمریکا،‌ کانادا، جزایر مارشال، جزایر میکرونزی، نائورو، پالائو و پاناما.

10 بیماری شایع اینترنتی

10 بیماری شایع اینترنتی

خبرگزاری فارس: با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما می‌تواند به آزار اینترنتی و حتی به خشونت بینجامد.

خبرگزاری فارس: 10 بیماری شایع اینترنتی

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از سلامت نیوز، هنگامی که پشت رایانه نشسته‌اید و بر روی صفحه کلید تایپ می‌کنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمی‌کنند بلکه تمام اندام‌های بدن شما در حال فعالیت هستند.

امّا متأسفانه، علی‌رغم این واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمی‌شود؛ گسترش روزافزون خدمات اینترنتی و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی می‌گذرانند، مشکلات و بیماری‌های متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی 10 نمونه از شایع‌ترین آنها می‌پردازیم:

1- خستگی چشم

هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند؛ بنابراین جای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحة نمایشگر رایانه خیره می‌مانید، دچار سوزش و درد چشم شوید.

به گفته پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزار دهنده است اما معمولاً مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشم‌ها برطرف می‌شود.»

2- اضطراب سلامتی/فاجعه‌سازی از درد

بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغه‌آمیزی تفسیر کنند؛ روانشناسان به این تمایل، «فاجعه‌سازی از درد» می‌گویند؛ یعنی تمایل به در نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد؛ منظور از اضطراب سلامتی نیز این است که فرد حس کند مشکل جدی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی آزمایش‌های پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود.

اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیرعلمی و این باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان است، می‌تواند باعث تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» شود.

3- سردرد

سه نوع سردرد در ارتباط با اینترنت وجود دارد:

سردردهای تنشی، این نام ممکن است گمراه‌ کننده باشد؛ این نوع سردردها به دلیل استرس به وجود نمی‌آیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضله گردن یا چشم درد حادث می‌شوند؛ به گفته پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از 30 دقیقه تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.

سردردهای مزمن روزانه، اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد می‌شوند؛ اما به گفته پزشکان مایو کلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد، سردرد دارد بیشتر از تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است؛ ماهیت متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوان‌ساز قرار می‌دهد.

سردردهای استرسی، پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد؛ استرس ناشی از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بار شدن صفحات، خرابی رایانه و امثال آنها می‌تواند باعث این نوع سردرد شود.

4- درد پشت

نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرک، و سیگار کشیدن همراه باشد به درد پشت می‌انجامد؛ منشأ این درد معمولاً عضلات، اعصاب، استخوان‌ها و مفاصل در ستون فقرات است؛ نشستن نادرست و برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید می‌کند.

5- ترومبوز وریدی

به لختگی درون رگ، ترومبوز گفته می‌شود؛ منظور از ترومبوز وریدی، تشکیل لخته خون در رگ‌های وریدی است که غالباً در پاها پدید می‌آید و علت اصلی آن، بی‌تحرکی و کم شدن آب بدن است؛ نشستن برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه می‌تواند باعث ترومبوز وریدی شود.

به تازگی در هواپیماهای مسافربری نیز اطلاعات هشدار دهنده‌ای درباره ترومبوز وریدی به مسافران داده می‌شود و به آنها توصیه می‌‌شود تا برای ساعت‌های طولانی بی‌حرکت بر روی صندلی باقی نمانند.

6- نشانگان مونچهاوزن

نخست اجازه دهید به تعریف نشانگان یا سندروم مونچها‌وزن بپردازیم، چراکه ممکن است بسیاری از خوانندگان با این اختلال روانی آشنا نباشند، و بعد به سراغ اینترنت می‌رویم:

خصوصیت مهم این سندروم، میل شدید به بستری شدن است و به عقیده بعضی از روا‌نشناسان، اصطلاح اعتیاد بیمارستان برای این سندروم مناسب‌تر است؛ خصوصیت مهم دیگر این بیماران این است که به محض آشکار شدن ساختگی بودن علائمشان، درخواست ترخیص کرده و از مراجعه مجدد به آن محل خودداری می‌کنند.

مواردی دیده شده که بیمار برای ایجاد علائم دست به ابتکارهای عجیبی زده است؛ در اینترنت تعداد بیشماری اتاق گپ‌زنی، گروه‌های پشتیبان و وب‌گاه شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که افراد می‌توانند مشکلاتشان را با دیگران در میان بگذارند، درخواست راهنمایی کنند و حس همدردی دیگران را جلب کنند.

شاید تعجب کنید از اینکه خیلی از افراد صرفاً برای جلب توجه به بیان بیماری‌ها یا مصیبت‌های دروغین و ساختگی می‌پردازند؛ آنها وانمود می‌کنند که قربانی تجاوز، حمله، ضرب و شتم یا بیماری‌های جدی و سخت‌درمانی هستند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند؛ به این اختلال روانی، نشانگان یا سندروم مونچهاوزن گفته می‌شود.

بر اساس پژوهشی که صورت گرفته است، اینترنت می‌تواند افراد را ترغیب کند که به منظور جلب توجه وانمود کنند که مبتلا به بیماری هستند؛ به گفته فلدمن از دانشگاه آلاباما افرادی که دارای این نشانگان هستند در صورتی که به یک مرکز روانپزشکی مراجعه کنند مورد درمان قرار خواهند گرفت اما اغلب آنها چنین تمایلی ندارند و ترجیح می‌دهند که یک بیماری جسمی حاد داشته باشند تا یک اختلال روانی.

7- افسردگی شبکه‌های اجتماعی

بر اساس گزارشی که در روزنامه دیلی‌میل چاپ شده است، فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار می‌دهند؛ اینگونه وب‌گاه‌ها علاوه بر امکان نامه‌نگاری و پیام‌رسانی، این امکان را برای نوجوانان به وجود می‌آورند که درباره یک چیز، بارها و بارها و بارها صحبت کنند.

بر اساس این مقاله، بحث مکرر در میان دختران نوجوان، به ویژه درباره ناکامی‌های عشقی، حال آنها را بدتر می‌کند و هیجانات منفی در آنها به وجود می‌آورد.

این گزارش، نتیجه پژوهشی است که از سوی دانشگاه استونی بروک نیویورک بر روی 83 دختر نوجوان صورت گرفته است؛ توصیه یکی از پزشکان به نوجوانانی که به طور مداوم درباره یک مشکل صحبت می‌کنند این است که «موضوع بحث را عوض کنند.»

8- خشم اینترنتی

با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما می‌تواند به آزار اینترنتی و حتی شاید به خشونت بینجامد؛ بنابراین کسانی که توانایی فرو خوردن خشمشان را ندارند باید مواظب باشند.

یکی از منابع خشم اینترنتی «افزونگی اطلاعات» است؛ حجم عظیم اطلاعات موجود بر روی وب و کند بودن سرعت دستیابی به آنها باعث بروز مقدار زیادی استرس در کاربران اینترنت می‌شود.

بر اساس مطالعه‌ای که از سوی شرکت نمایه‌گذاری بریتیش وب صورت گرفته، 68 درصد از 200 نفر افراد مورد مطالعه گفته‌اند که برای آنها در انتظار دریافت اطلاعات ماندن از وب، استرس‌زاتر از گذراندن یک آخر هفته با پدر و مادر همسرشان است و 38 درصد گفته‌اند که استرس‌زاتر از ماندن در ترافیک خیابان است.

یکی از محل‌های بروز خشم اینترنتی در بخش اظهار نظرهای وب‌نوشت‌ها، ویدیوهای یوتیوب یا نظرگاه وب‌گاه‌هاست؛ اگر به بخش اظهار نظرها نگاهی بیندازید، خیلی طول نمی‌کشد تا به کلمات زشت و ناپسند بر بخورید.

شاید ماهیت گمنام اینترنت، افراد را ترغیب می‌کند که هرچه در فکر دارند را بیان کنند؛ اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که این مسئله واگیردار است؛ اظهار نظر خشمگینانه شما دیگران را خشمگین می‌کند و این چرخه همین‌طور ادامه می‌یابد.

9- اختلالات بالای دست

اختلالات بالای دست شامل: نشانگان (سندروم) کشیدگی گردن، نشانگان (سندروم) مجرای مچ دستی، نشانگان (سندروم) مجرای ساعدی، التهاب تاندون دست و مچ، التهاب تاندون و غلاف آن، التهاب کیسه زلالی، کشیدگی مکرر عضلانی و نشانگان (سندروم) مجرای خروجی قفسه صدری است.

تمام این بیماری‌ها می‌تواند مربوط به استفاده از اینترنت باشد؛ این بیماری‌ها غالباً بر اثر استفاده بیش از حد از یکی از اندام‌های بالای دست (مثل بازوها) و استفاده بیش از حد از یک ابزار مثل صفحه کلید رایانه یا موس بروز می‌کنند و به دلیل آسیب‌دیدگی بافت‌ها با درد همراهند.

در مورد بیماری نشانگان مجرای خروجی قفسه صدری گفتنی است که 2 گروه از افراد بیشتر در معرض خطر این بیماری قرار دارند؛ یکی کسانی که در تصادف‌های رانندگی دچار آسیب‌های گردنی می‌شوند و دیگر کسانی که از رایانه در وضیعت‌های نشستن نادرست و غیر ارگونومیک، در دوره‌های زمانی طولانی استفاده می‌کنند.

10- اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت واقعاً بسیار جدی است و در بعضی موارد کشنده بوده است؛ ماهیت اعتیاد بسیار فراگیر است؛ هنگامی که صحبت از اینترنت باشد، این اعتیاد می‌تواند به چیزهای زیادی پیدا شود؛ از تایپ کردن گرفته تا بازدید از اتاق‌های گپ‌زنی، خرید برخط یا بازی‌های چند نفره.

اعتیاد به اینترنت آنقدر جدی و واقعی است که مراکز بازپروری برای آن به وجود آمده است؛ به طور مثال، بر اساس مقاله‌ای که در نیویورک تایمز منتشر شده است، مراکز بازپروری معتادان اینترنت در کره‌جنوبی با استفاده از مدرسان نظامی به معتادان تمرین‌های بدنی نسبتاً شدید شبیه تمرین‌های نظامی می‌دهند، نشست‌های گروهی با مشاور برگزار می‌کنند و کارگاه‌های روان درمانی برای معتادان ترتیب می‌دهند.

مسئله اعتیاد به اینترنت در کره‌جنوبی در سال‌های اخیر به صورت یک مسئله ملی در آمده و میزان مرگ و میر ناشی از خستگی و از پا افتادگی پس از انجام بازی‌های برخط روز به روز در حال افزایش است.

برای این که متوجه شوید معتاد به اینترنت هستید یا نه، به پرسش‌های زیر جواب دهید.

- آیا از محدود کردن استفاده خود از اینترنت ناتوانید؟

- آیا کار کردن با اینترنت بیشتر وقت آزاد شما را به خود اختصاص می‌دهد؟

- وقتی دارید با اینترنت کار می‌کنید، زمان را گم می‌کنید (متوجه گذشت زمان نمی‌شوید)؟

ـ آیا امکاناتی برای خود فراهم می‌کنید که بیشتر به اینترنت متصل باشید؟ (مثلاً میز رایانه‌تان را با خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های فراوان پر می‌کنید؟ نوشابه‌های انرژی‌زا می‌آشامید؟)

- آیا به طور دائم رایانه‌ها و نرم‌افزارهایتان را ارتقاء می‌بخشید؟

- آیا چنانچه به هر دلیلی از اتصال به اینترنت بازداشته شوید دچار خشم، افسردگی، ناامیدی، زودرنجی، بی‌قراری یا کج‌خلقی می‌شوید؟

- آیا از رایانه‌تان برای فرار از واقعیت‌های زندگی استفاده می‌کنید؟

ـ آیا به دیگران در مورد میزان استفاده‌تان از رایانه دروغ می‌گویید؟

ـ آیا در دنیای واقعی از لحاظ اجتماعی آدمی تنها و منزوی هستید؟

- آیا هیجانات و احساساتی که از طریق شبکه‌های اجتماعی و بازی‌ها در اینترنت به دست آورده‌اید جایگزین تجربیات زندگی واقعی شما شده‌اند؟

- آیا برای استفاده از اینترنت، روابط زندگی واقعی یا کارتان را به مخاطره می‌اندازید؟

اگر پاسخ شما به حداقل 5 پرسش از پرسش‌های بالا، مثبت باشد بهتر است برای درمان اعتیاد خود به اینترنت به مشاور حرفه‌ای مراجعه کنید.

بررسی روال زوال توان نظامی رژیم صهیونیستی جنگ بعدی اسرائیل چند روزه خواهد بود؟

بررسی روال زوال توان نظامی رژیم صهیونیستی
جنگ بعدی اسرائیل چند روزه خواهد بود؟

خبرگزاری فارس: اسرائیل از سال ۲۰۰۶ تاکنون، سه درگیری نظامی با حزب‌الله و حماس را در کارنامه خود دارد که نکته جالب و قابل تامل این سه درگیری در مدت زمانی نهفته است که هر یک از این جنگ‌ها به طول انجامیده‌اند.

خبرگزاری فارس: جنگ بعدی اسرائیل چند روزه خواهد بود؟

به گزارش خبرگزاری فارس، سران رژیم صهیونیستی طی 7 سال گذشته یک بار با حزب‌الله لبنان و 2 بار با جنبش حماس درگیر شدند که فارغ از همه مسائل پیرامونی این ماجرا، نکته جالب توجه این ناآرامی‌ها، کاهش مدت زمان درگیرها از ابتدا تاکنون بوده است.

در نخستین درگیری که اسرائیل با حزب‌الله لبنان وارد جنگ شد،‌ 33 روز بیشتر به طول نکشید و سرانجام این نزاع با قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل در آگوست 2006 پایان یافت. کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی و نظامی، علل گوناگونی را در مورد شکست اسرائیل بیان کردند که یکی از آنها اعتماد بیش از حد رژیم صهیونیستی به قدرت و برتری تکنولوژی نظامی خود بود.

تانک‌های فوق پیشرفته مرکاوا، هواپیماهای جاسوسی، ناو سایر 5 که شاهکار نیروی دریایی اسرائیل نامیده می‌شد، ابزارهای مختلف جنگ الکترونیک هیچ کدام نه تنها نتوانستند در این جنگ کمک چندانی به ارتش اسرائیل کنند، بلکه بستر مناسبی را برای اجرای عملیات ویژه نیروهای حزب‌الله فراهم کردند.

علاوه بر این، اتکای اسرائیل بر ناوهای مستقر در سواحل لبنان از بزرگترین اشتباهات ارتش این رژیم محسوب می‌شد. منهدم کردن ناو فوق پیشرفته ساعر 5 اسرائیل توسط حزب‌الله بدون تردید از شاهکارهای روزهای نخستین جنگ بود. اسرائیلی‌ها با تکیه بر تکنولوژی فوق پیشرفته این ناو هیچ گاه گمان نمی‌بردند این ناو که مجهز به سیستم دفاع ضدموشکی بود، مورد اصابت قرار گیرد.

بنابراین، اشراف حزب‌الله به انواع سلاح‌های مورد استفاده در تیپ‌های کماندویی ارتش اسرائیل و توانمندی آنها برای سرنگونی ناو جنگی این رژیم، بستر و تدارکات لازم برای مقابله با نیروهای نظامی اسرائیل را فراهم آورده بود و در نهایت تل‌آویو به‌رغم مسلح بودن به انواع سلاح‌های جنگی مجبور به پذیرش آتش‌بس پس از 33 روز جنگ شد.

باوجود این ناکامی، بعد از گذشت 2 سال، سران رژیم صهیونیستی جنگ دیگری را با مقاومت فلسطین تدارک دیدند که در نهایت بعد از گذشت 22 روز، بار دیگر وادار به پذیرش آتش‌بس شدند. آنان که 3300 بار هواپیماها و 4500 بار هلی کوپترهای خود را بر فراز غزه به پرواز درآوردند، 130 هزار گلوله از شناورهای توپدار خود شلیک کردند، 7 هزار تانک و زرهپوش و 20 هزار نیروی ذخیره ارتش خود را به همراه دو گروه ویژه چریکی «گولانی» و «جفئاتی» را به منطقه اعزام کردند، آنان که از انواع سلاح‌های ممنوعه و کشتار جمعی استفاده کردند و زیرساخت‌های اقتصادی غزه، جاده‌های مواصلاتی و شبکه‌های آب و برق را دچار خسارت‌های جدی کردند، صرفا قصد داشتند به قول «زیپی لیونی»، وزیر خارجه وقت اسرائیل «در یک اقدام جهانی مقاومت را ریشه کن کنند» یا به قول «ایهود باراک»، وزیر جنگ این رژیم «استخوان حماس درهم شکنند و مقاومت را از میان بردارند»، اما به هیچ یک از اهداف خود نرسیدند؛ موضوعی که «سیلوان شالوم»، وزیر خارجه اسبق اسرائیل پس از اعلام آتش‌بس در مصاحبه با رادیو اسرائیل به آن اذعان کرد و گفت:‌ «اسرائیل در این جنگ نتوانست به هیچ یک از اهداف خود برسد».

جدا از اعترافات مقامات ارشد رژیم صهیونیستی و اذعان به شکست در محور نظامی و سیاسی، اسرائیل به واسطه این جنگ متحمل خسارات اقتصادی جبران ناپذیری نیز شد. طبق ارزیابی‌های اولیه، میزان خسارات وارده به اسرائیل طی دوره 22 روزه جنگ حدود یک میلیارد و سیصد میلیون دلار بود و به علاوه در آن برهه پیش‌بینی شد این رژیم در سال 2009 با بیش از 10 میلیارد و سیصد میلیون دلار کسری بودجه مواجه خواهد شد.

باوجود دو ناکامی پیشین، آنها با ترور «احمد الجعبری» طرح حمله دوباره به نوار غزه را کلید زدند و بمباران این باریکه را در دستور کار خود قرار دادند. البته با این تفاوت که این بار، مدت زمان درگیری‌ها به کمتر از 10 روز کاهش یافت.

دو نکته در این جنگ برای صهیونیست‌ها روشن شد؛ اول اینکه سامانه «گنبد آهنین» که قرار بود اسرائیل از آن برای ایجاد چتری دفاعی بر فراز سرزمین‌های اشغالی استفاده کند، از آزمون عملی سربلند بیرون نیامد بنابراین بسیاری از موشک‌های حماس در شهرک‌های صهیونیست‌نشینی چون عسقلان، اسدود و اوفکیم فرود آمدند. دوم اینکه، مقاومت فلسطین به‌رغم محاصره اقتصادی و نظامی، بیش از آنچه اسرائیلی‌ها گمان می‌کردند، سلاح برای دفاع از خود در اختیار داشتند.

کارشناسان امور اقتصادی اسرائیل پیش‌بینی‌ کرده‌‌اند که مجموع خسارات وارده به رژیم صهیونیستی در پی تجاوز نظامی اخیر این رژیم به نوار غزه به 2.61 میلیارد دلار بالغ شود که هزینه جنگ و خسارات وارده از شلیک موشک‌های مقاومت به سرزمین‌های اشغالی را شامل می‌شود. جالب اینکه به گفته، «آوی دیختر»، وزیر دفاع شهری رژیم صهیونیستی، هزینه جلوگیری و ردیابی موشک‌های مقاومت از سوی سامانه گنبد آهنین در 8 روز جنگ غزه بالغ بر 25 تا 30 میلیون دلار بوده است.

بر اساس این برآوردها، در صورتی‌که جنگ ادامه می‌یافت، پیش‌بینی شده بود هزینه آن در ماه اول به 1.44 میلیارد دلار بالغ می‌شد که تنها آمادگی نیروی ذخیره و تامین هزینه تجهیزات نظامی را شامل می‌شد و مابقی هزینه‌ها 1.41 دلار برآورد شده بود که پرداخت غرامت مستقیم و غیر مستقیم به آسیب‌دیدگان از حملات موشکی مقاومت به خصوص در مناطق جنوبی سرزمین‌های اشغالی را دربرمی‌گیرد.

مجموع این موارد در کنار یکدیگر باعث شد، سران رژیم صهیونیستی با پیگیری بحث میانجی‌گری برای دستیابی به آتش‌بس زودهنگام تلاش کنند.

بنابراین، سران رژیم صهیونیستی که در ابتدا با اتکا به توان نظامی خود جنگ 33 روزه با حزب‌الله لبنان را رقم زده‌ بودند، دو سال بعد با 10 روز ارفاق به خود، جنگ 22 روزه با جنبش حماس را آغاز کردند و اکنون بعد از گذشت هفت سال از جنگ با حزب‌الله لبنان، صرفا به 8 روز جنگ دوباره با حماس و حمله به نوار غزه اکتفا کردند. به این ترتیب می‌توان به روشنی، روال زوال توان نظامی اسرائیل را مشاهده کرد.

همه اینها در حالی است که سران اسرائیل سال‌هاست از لزوم اقدام نظامی علیه ایران سخن می‌گویند. در این میان، «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر این رژیم گوی سبقت را از سایرین ربوده و طی ماه‌های اخیر بارها درباره «اراده» اسرائیل برای اقدام «یکجانبه» علیه ایران داد سخن داده است.

مطمئنا جنگ 8 روزه اولین نزاع صهیونیست‌ها نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود. با کنار هم قرار دادن هر سه جنگی که اسرائیل در یک دهه اخیر در آنها دخیل بوده، می‌توان دامنه درگیری بعدی اسرائیل و مدت زمان آن را پیش‌بینی کرد. احتمالا جنگ بعدی اسرائیل با هر گروه و کشوری که باشد چند روز به طول نخواهد انجامید چراکه این رژیم توان درگیری های فرسایشی و طولانی مدت را ندارد و همچون درگیری اخیر، به محض شعله‌ور کردن آتش جنگ به دنبال کشوری خواهند بود که برای انعقاد توافقنامه آتش‌بس با طرف مقابل،‌ پا پیش گذارد و برای آنها میانجی‌گری کند.

۹ عضو مخالفی که به طرح عضویت فلسطین در مجمع عمومی رای منفی دادند


۹ عضو مخالفی که به طرح عضویت فلسطین در مجمع عمومی رای منفی دادند

خبرگزاری فارس: در رای گیری پنجشنبه شب مجمع عمومی سازمان ملل، فلسطین توانست با کسب 138 رای مثبت در مقابل فقط 9رای مخالف به عنوان کشور ناظر غیرعضو در سازمان ملل برسمیت شناخته شود.

خبرگزاری فارس: ۹ عضو مخالفی که به طرح عضویت فلسطین در مجمع عمومی رای منفی دادند

به گزارش فارس به نقل از آسوشتیدپرس، فلسطینی‌ها که تا پیش از این به عنوان "ناظر دایم" در سازمان ملل حضور داشتند پس از تلاش‌های فراوان توانستند به کشور ناظر غیر عضو در سازمان ملل تبدیل شوند.

در رای گیری پنجشنبه شب در مجمع عمومی سازمان ملل 138 کشور به عضویت فلسطین به عنوان کشور ناظر غیر عضو در سازمان ملل رای مثبت داده و فقط 9 کشور رای مخالف دادند و 41 کشور نیز رای ممتنع دادند.

در جلسه روز گذشته مجمع عمومی سازمان ملل 3 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل از جمله چین، روسیه و فرانسه به این طرح رای مثبت دادند، آمریکا با آن مخالفت کرد و انگلیس نیز رای ممتنع داد.

به غیر از آمریکا، کشورهای کانادا، جمهوری چک، جزایر مارشال، میکرونزیا، نائورو، پالائو و پاناما به درخواست فلسطینی‌ها رای منفی دادند.

رژیم صهیونیستی نیز با موضع‌گیری شدید در قبال این اقدام فلسطینی‌ها به آن رای مخالف داد.

 

ارتقای جایگاه فلسطینی‌ها در سازمان ملل، این امکان را به آنها می دهد تا در نشست‌ها و جلسات مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرده و موقعیت خود را برای پیوستن به نهادهای این سازمان و دیوان بین‌المللی کیفری بهبود بخشند.

ایران‌ در هر نقطه از جهان جلوی تجاوز اسرائیل را خواهد گرفت‌


ایران‌ در هر نقطه از جهان جلوی تجاوز اسرائیل را خواهد گرفت‌

خبرگزاری فارس: استاندار آذربایجان‌شرقی گفت: ‌‌جمهوری اسلامی ثابت کرده ‌که در هر نقطه جهان که اسرائیل منافع مسلمانان را تهدید کند قد علم کرده و جلوی تجاوز دشمن را خواهد گرفت.

خبرگزاری فارس: ایران‌ در هر نقطه از جهان جلوی تجاوز اسرائیل را خواهد گرفت‌

به گزارش خبرگزاری فارس از ملکان، احمد علیرضابیگی عصر امروز در جمع مدیران شهرستان ملکان اظهار کرد: کسانی که با تغییر قانون انتخابات مجلس در دوره گذشته دامنه انتخاب مردم را محدود کردند امروز نیز با مطرح کردن اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری درصدد تحمیل خواسته‌های خود به مردم هستند.

استاندار آذربایجان شرقی افزود: توقف مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها با هدف سیاسی صورت گرفت در حالی که اجرای این مرحله راه گریزناپذیر حل مشکلات اقتصادی مردم در شرایط فعلی است.

وی با بیان این که افزایش قیمت‌ها عملا اتفاق افتاده است، افزود: این شرایط اجتناب‌ناپذیر است با این تفاوت که اگر مرحله دوم هدفمندی اجرا می‌شد می‌توانستیم سود حاصل از افزایش قیمت‌ها را به زندگی مردم تزریق کنیم ولی اکنون دست دولت در این خصوص بسته است.

علیرضابیگی تاکید کرد: باید شرایط توانمندی مردم در مدیریت اقتصاد را فراهم کنیم نه این که با اقداماتی نظیر توقف گام دوم هدفمندی مانع این کار شویم.

وی خاطرنشان کرد: مردم ما می‌توانند شرایط موجود را به یک فرصت تبدیل کنند به شرطی که زندگی خود را با متناسب با شرایط اقتصادی موجود مدیریت کنند و این امر مستلزم ورود اهل علم و راهنمایی مردم از جانب آنان است. 

مبنای رویارویی ملت ایران با آمریکا و اسراییل، باورهای اسلامی است

استاندار آذربایجان شرقی در قسمت دیگری از سخنان خود پشتوانه نظام جمهوری اسلامی را اتصال آن به حماسه عاشورا دانست و خاطرنشان کرد: عاشورا تنها یک حادثه تاریخی نیست بلکه پشتوانه آن خون‌هایی است که برای به ثمر نشستن حماسه حسینی ریخته شده و انقلاب اسلامی ما هم از نهضت عاشورا سرچشمه گرفته است.

وی با بیان اینکه نظام سلطه حاضر نیست سعادت ملت‌های آزاده را ببیند، افزود: مبنای رویارویی ملت ایران با آمریکا و اسراییل، باورهای اسلامی و آرمان‌های امام راحل است و این درسی است که ما از حماسه عاشورا فراگرفته‌ایم.

استاندار آذربایجان شرقی پیروزی مقاومت اسلامی در غزه را مصداق کامل پیروزی خون بر شمشیر عنوان کرد و گفت: حاکمان رژیم صهیونسیتی در این مقطع زمانی به فتح و پیروزی احتیاج داشتند و به همین جهت ضعیف‌ترین گزینه یعنی مردم بی‌دفاع غزه را برای حمله نظامی انتخاب کردند.

وی افزود: با وجود انتظار رژیم صهیونیستی تنها بعد از هشت روز از آغاز جنگ راکت‌های جمهوری اسلامی که در اختیار مقاومت اسلامی بود به تل‌آویو اصابت کرد و اسرائیل را به وحشت انداخت و حاکمان این رژیم مشاهده کردند که قدرت چندانی ندارند.

حوادث غزه شکست نظام سلطه را رقم زد

علیرضابیگی با اشاره به اظهارات رهبران حماس مبنی بر این که ما تمام تجهیزات خود را از ایران گرفته‌ایم گفت: جمهوری اسلامی ایران پشتیبان مردم غزه بود و حوادث غزه نه تنها شکست رژیم اشغالگر قدس بلکه شکست نظام سلطه را رقم زد.

وی با بیان این که در حوادث غزه عمق خیانت رهبران عرب آشکار شد، افزود: آنهایی که پیش از این داعیه حمایت از فلسطین را داشتند و خود را رهبر جهان اسلامی می‌خواندند هیچ واکنشی به حملات اسراییل نشان ندادند.

علیرضابیگی اظهار کرد: مقام معظم رهبری در یکی از بیانات خودشان اعلام کردند که اگر جمهوری اسلامی در بحرین دخالت می‌کرد سرنوشت آن به گونه دیگری بود و ما این موضوع را در جنگ هشت روزه غزه مشاهده کردیم.

وی افزود: جمهوری اسلامی ثابت کرده است که در هر نقطه جهان که اسراییل منافع مسلمانان را تهدید کند قد علم کرده و جلوی تجاوز دشمن را خواهد گرفت.

علیرضابیگی تصریح کرد: پیروزی مقاومت در غزه در واقع آغاز موج دوم بیداری اسلامی در منطقه با محوریت انقلاب اسلامی است به ویژه این که جمهوری اسلامی علنا اعلام کرد که پشتیبان مقاومت بوده است.

اخبارمرتبط :

المانیتور: موفقیت اسرائیل در جنگ سه‌جانبه با ایران، حزب‌الله و حماس غیرممکن است



المانیتور:
موفقیت اسرائیل در جنگ سه‌جانبه با ایران، حزب‌الله و حماس غیرممکن است

خبرگزاری فارس: درگیری اخیر به طور آشکار جنگ حماس و اسرائیل و به‌طور مخفیانه جنگ ایران و اسرائیل بود. استراتژیست‌های ایران، توانایی اسرائیل را در درگیری غزه ارزیابی و به این نتیجه رسیدند که موفقیت اسرائیل در جنگی سه‌جانبه با ایران، حزب‌الله و حماس غیرممکن است.

خبرگزاری فارس: موفقیت اسرائیل در جنگ سه‌جانبه با ایران، حزب‌الله و حماس غیرممکن است

به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «المانیتور» در مطلبی با عنوان «ایران و حماس برنده جنگ غزه هستند» به قلم «سید حسین موسویان» می‌‌نویسد: درگیری هشت روزه میان حماس و اسرائیل با آتش‌بس خاتمه یافت. گرچه این درگیری کوتاه‌تر از عملیات سرب گداخته در سالهای 2008 تا 2009 بود اما در هر صورت ویرانی‌هایی را بر جای گذاشت. بمباران‌های هوایی و دریایی اسرائیل 165 فلسطینی را کشت و 1200 تن دیگر را زخمی کرد و خسارات وارده به زیرساخت‌های غزه حدود 1.2 میلیارد دلار برآورد شد. موشک‌هایی که از غزه پرتاب شد نیز منجر به کشته شدن 5 اسرائیلی و زخمی شدن دهها تن دیگر شد.

 

* اسرائیل به هدف خود یعنی نابودی توان موشکی حماس دست نیافت

اسرائیل به هدفی که علنا اعلام کرده و آن هم نابودی توان موشکی حماس بود، دست نیافت. حماس و دیگر سازمان‌های فلسطینی توانستند به حملات موشکی خود علیه اسرائیل ادامه دهند و برای اولین بار به مناطقی فراتر در تل‌آویو و بیت‌المقدس ضربه بزنند. شکست اخیر اسرائیل تکرار شکست‌های مشابه آن در جنگ 33 روزه با حزب‌الله در سال 2006 و جنگ 22 روزه با حماس در سالهای 2008 تا 2009 بود. دوئل اخیر حماس و اسرائیل که تکرار درگیری‌های گذشته بود، در عین حال در فضای منطقه‌ای کاملا متفاوتی رخ داد که تبعات زیادی را برای اسرائیل و رهبران عرب خواهد داشت و این در حالی است که ایران بیشترین سود را خواهد برد.

 

* ایران برای اولین بار کمک نظامی به فلسطینیان را تایید کرد

 اول اینکه علی لاریجانی‌، رئیس پارلمان ایران اعلام کرد: «ما مفتخریم که از مردم فلسطین و حماس دفاع می‌کنیم... و اینکه کمک ما به آنها هم مالی و هم نظامی بوده است.» ایران از سال 1979 که انقلاب اسلامی در این کشور به وقوع پیوست حمایت سیاسی، ایدئولوژیکی و مالی را از گروههای مقاومت فلسطینی علیه اشغالگری اسرائیل انجام داده است. این اولین بار بود که تهران کمک نظامی خود به فلسطینیان را تایید می‌کرد.

 

* دوران نامرئی بودن اسرائیل گذشت

 دوم اینکه برغم برتری نظامی و فنی اسرائیل و همچنین سیستم مدرن گنبد آهنینش، تل‌آویو قادر به رهگیری موشک‌های دوربرد فجر-5 که از غزه پرتاب شده و به تل‌‌آویو و بیت‌المقدس رسید، نبود. این موشک بخش بزرگی از زرادخانه‌ها و توانمندی موشکی ایران نبود اما این اولین بار بود که گروههای فلسطینی از موشک‌هایی پیچیده‌تر علیه اهداف اسرائیلی استفاده می‌کردند. محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انتقال فناوری موشکی به غزه را با گفتن اینکه «ما به آنها فناوری (ساخت موشک‌های فجر5) را ارائه کردیم و تولید آنها به سرعت انجام شد»، تایید کرد. این تغییری بزرگ در دستیابی به توانایی نظامی بزرگتر در غزه است و اسرائیل را در آینده آسیب‌پذیر می‌کند.

«نامرئی بودن» اسرائیل پس از درگیری اخیر از بین رفت و شجاعت بیشتری به دیگر گروهها خصوصا حزب‌الله لبنان در برابر اسرائیل بخشید. رهبر حزب‌الله لبنان گفت: «اسرائیل که با تعدادی موشک فجر-5 در جریان هشت روز به لرزه درمی‌آید پس چگونه می‌خواهد با هزاران موشکی که در صورت حمله‌اش به لبنان بر تل‌آویو و دیگر شهرها فرود می‌آید، مقابله کند؟ دورانی که اسرائیل می‌توانست ما را بترساند، گذشته است.»

 

* موفقیت اسرائیل در جنگی سه‌جانبه غیرممکن است

 سوم اینکه درگیری اخیر به طور آشکار جنگ میان حماس و اسرائیل و به طور مخفیانه جنگ میان ایران و اسرائیل بود. استراتژیست‌های ارتش ایران توانایی اسرائیلی‌ها را در جریان این درگیری در غزه ارزیابی کرده و به این نتیجه رسیدند که موفقیت اسرائیل در جنگی سه‌جانبه با ایران، حزب‌الله و حماس غیرممکن است. تهدید نظامی اسرائیل علیه ایران نیز توسط علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نادیده گرفته شد: «هنگامی که رژیم صهیونیستی نمی‌تواند در نوار غزه تحت محاصره در برابر مقاومت بایستد، روشن است که قطعا هنگامی که به قدرت و توان جمهوری اسلامی می‌رسد چیزی برای گفتن ندارد.»

 

* اسرائیل از منابع انسانی و حمایت عمومی برای شرکت در درگیری طولانی‌مدت برخوردار نیست

چهارم اینکه عامل تعیین‌کننده در هر جنگی ظرفیت، توانایی و آمادگی یک ملت برای مقاومت در برابر تبعات جنگ است. درگیری اخیر منجر به نگرانی عمومی گسترده‌ای در اسرائیل شد و بیش از یک میلیون نفر شب و روز خود را در پناهگاه‌ها می‌گذراندند و این در حالی است که فلسطینی‌ها هیچ پناهگاهی ندارند. علاوه بر این، به نظر می‌رسد که آمادگی و حمایت افکار عمومی اسرائیل در درگیری طولانی‌مدت نمی‌تواند پایدار بماند. این عامل برای هر نهاد نظامی نشان‌دهنده توانایی عمومی برای پذیرش جنگ است. ایران در جریان جنگ با عراق به دلیل منابع انسانی و توانایی آنها برای حمایت قاطع از دولت توانسته بود از خود دفاع کند اما اسرائیل از این تعداد منابع انسانی و یا سطح لازم از حمایت عمومی در درگیری طولانی‌مدت برخوردار نیست.

 

* اعتبار رهبران عرب از بین رفته است 

پنجم اینکه حمله اخیر نقاط حساس نظامی و اجتماعی اسرائیل را با تبعات وسیع نشان داد که این شامل رهبران عرب منطقه نیز می‌شود. بحران سوریه نشان داد که رهبران کشورهای عربی خصوصا قطر و عربستان سعودی از مخالفان سوری که خواستار ساقط کردن دولت اسد هستند، حمایت مالی و نظامی می‌کنند. علاوه بر برگزاری کنفرانس‌ها و هماهنگی‌ها، تلاش‌های آنها برای تقویت مخالفان درگیری داخلی در یک کشور مسلمان را وخیم‌تر کرده است. در عین حال هنگامی که به تجاوز اخیر اسرائیل به غزه و یا حملات قبلی نگاه می‌کنیم، در‌می‌یابیم که رهبران عرب تنها به لفاظی بسنده کرده و هیچ اقدام عملی را انجام نداده‌اند. علی لاریجانی به نارضایتی ایران از کشورهای عربی که نسبت به کمک به فلسطینی‌ها بی‌تفاوت هستند، اشاره کرده و می‌گوید: «ملت فلسطین نیاز به سخنرانی و دیدارهای مختلف ندارد. کشورهای عربی باید کمک نظامی ارسال کنند.»

رهبران عرب نمی‌توانند به این روند ادامه دهند زیرا بهار عربی دیکتاتورهایی را که در جهت منافع غربی کار می‌کردند به زیر کشیده و آنها را با دولت‌های مردمی که پاسخگوی افکار عمومی هستند، جایگزین کرده‌ است. این تغییرات در منطقه فشارهای مدنی اجتماعی را که خواستار موضع سخت‌تر نسبت به اسرائیل و خاتمه رنج و درد فلسطینیان شده، ایجاد کرده‌اند. افکار عمومی منطقه از این مسئله که رهبران عربی تنها نسبت به تجاوز اسرائیل علیه فلسطینیان به لفاظی بسنده کرده‌اند، ناراحتند- این واقعیت اعتبار رهبران عرب را نزد مردم کشورهای عربی از بین برده است.

 

* رهبران عرب نسبت به کشورهای اسلامی مانند گرگ و نسبت به اسرائیل مانند بره هستند

نتانیاهو با دست زدن به درگیری اخیر بار دیگر کاستی‌های رهبران عرب را در رویارویی با اسرائیل به نمایش گذاشت و حاکمیت آنها را بیش از پیش تضعیف کرد. در نهایت این مسئله نشان می‌دهد که رهبران عرب نسبت به کشورهای اسلام همانند گرگ و نسبت به اسرائیل همانند بره هستند. حتی حماس نیز رهبری اعراب و واکنش‌ آنها را زیر سوال برده است. خالد مشعل، رهبر حماس از ایرانیها به خاطر حمایت نظامی و مالیشان تشکر کرده و از رهبران عرب خواسته است از ایران پیروی کنند.

 

* فلسطینیان دیگر تشکیلات خودگردان را نماینده مشروع خود نمی‌دانند

در نهایت، اردوکشی نظامی اسرائیل در غزه شکستی برای اسرائیل، رهبران عربی که سکوت اختیار کردند و اعتبار تشکیلات خودگردان در کرانه باختری است که اکثر فلسطینیان دیگر آن را نماینده مشروع خود نمی‌دانند. از سوی دیگر، حماس به خاطر تسلیم نشدن به بمباران اسرائیل از محبوبیت در میان فلسطینی‌ها و مسلمانان برخوردار شده است.

برغم این حقیقت که مقاومت فلسطین و ایران برندگان این جنگ بودند، در نهایت ادامه چنین درگیری‌ها و تهدیدهای مکرر برای صلح و ثبات پایدار در منطقه مضر است. بازیگران اصلی منطقه باید لحظه‌ای به راهبردهای کنونی که منجر به راه حلی پایدار نشده فکر کنند. بحران و بی‌ثباتی کنونی در عراق، افغانستان، سوریه، بحرین و دولت‌های مردمی جدید و شکننده در منطقه که با درگیری میان اسرائیل و فلسطینیان همراه شود می‌تواند کل منطقه را درگیر جنگی طولانی کند.

مختارنامه (مجموعه تلویزیونی)




مختارنامه (مجموعه تلویزیونی)



دوره صهیونیسم و اشغالگری به پایان رسیده است


نسخه چاپيارسال به دوستان
احمدی نژاد در پیامی خطاب به مجمع عمومی سازمان ملل:
دوره صهیونیسم و اشغالگری به پایان رسیده است

خبرگزاری فارس: رییس جمهور در پیامی خطاب به مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر پایان اشغالگری و طلوع دوران جدیدی برای ملت فلسطین تاکید کرد.

خبرگزاری فارس: دوره صهیونیسم و اشغالگری به پایان رسیده است

به گزارش خبرگزاری فارس، رئیس جمهور کشورمان در پیامی به مناسبت روز بین المللی همبستگی با مردم فلسطین که در نشست عصر پنجشنبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرائت شد، بر پایان اشغالگری و طلوع دوران جدیدی برای ملت فلسطین تاکید کرد.

متن کامل این پیام که همزمان با رای گیری درباره قطعنامه تغییر وضع فلسطین به عنوان دولت ناظر غیر عضو توسط محمد خزاعی نماینده کشورمان نزد سازمان ملل قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

بیش از 60 سال است که موضوع فلسطین به عنوان مساله اصلی ملت‌های آزاده جهان مطرح است. اشغال ظالمانة فلسطین و آواره کردن یک ملت، نه تنها به منزله محروم نمودن مردم این سرزمین از حقوق اساسی و مشروع خویش است، بلکه به معنای تجاوز به ارزش‌های والای انسانی و نادیده گرفتن عقلانیت، منطق و شعور کلیه انسانها می‌باشد.

بحران منطقه که چندین دهه از عمر آن می‌گذرد از پیامدهای ناخوشایند اشغال فلسطین است. سیاست‌های توسعه طلبانه، جنگ افروزانه و غیر انسانی رژیم جعلی و اشغالگر صهیونیستی موجب استمرار بی ثباتی و آشوب در منطقه شده است. تحمیل پنج جنگ به ملت‌های منطقه و کشتن و زندانی کردن دهها هزار نفر و آواره نمودن میلیونها نفر و تجاوز وحشیانه اخیر به غزه، نشانه‌ای روشن از ماموریت و ماهیت صهیونیست‌های بی فرهنگ است. عجز جامعه بین الملل در حل موضوع فلسطین به سبب سیاست‌های تبعیض آلود و یک جانبة برخی از اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز موجب ادامه بحران و به خطر افتادن صلح و امنیت بین الملل شده است.

ملت بزرگ ایران ضمن اعلام همبستگی کامل خود با مردم ستم دیده و مظلوم فلسطین، کماکان بر حمایت‌های معنوی خود از آنان تاکید می‌نماید و معتقد است که بدون توجه به خواسته‌های مشروع مردم فلسطین از جمله حق اعمال حاکمیت ملی و به علاوه از بین رفتن هرگونه شرارت و اشغالگری و بازگشت به عدالت و احترام، امکان یافتن راه حلی عادلانه برای این موضوع وجود ندارد.

روشن است که برای حل موضوع فلسطین، بهترین راه برگزاری انتخابات آزاد با مشارکت همه فلسطینیان اعم از مسلمانان، مسیحیان و یهودیان می‌باشد. بدیهی است جامعه بین الملل به ویژه سازمان ملل متحد باید نقش اساسی و موثر و قانونی خود را در حل مساله اشغال فلسطین و پایان دادن به بحران ایفا نمایند.

بی تردید دوره صهیونیسم و دوره اشغالگری به پایان رسیده است. آینده متعلق به ملت بزرگ فلسطین و دیگر ملت‌های آزاد و متعلق به عدالت و عشق و آزادی است.

محمود احمدی نژاد

رئیس جمهوری اسلامی ایران

مقام فلسطینی نقش ایران و سوریه در حمایت از مقاومت را ستود


مقام فلسطینی نقش ایران و سوریه در حمایت از مقاومت را ستود

خبرگزاری فارس: مسئول نیروهای الصاعقه در نوار غزه از نقش جمهوری اسلامی ایران در حمایت و پشتیبانی از ملت فلسطین و مقاومت قهرمان آن قدردانی و به رهبران بادرایت و ملت دلاور ایران درود فرستاد.

خبرگزاری فارس: مقام فلسطینی نقش ایران و سوریه در حمایت از مقاومت را ستود

«محیی الدین ابودقه» در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در غزه گفت: مقاومت فلسطین در اداره میدانی نبرد و نیز در سطح سیاسی موفقیت کسب کرد.

وی به موضع ملی و مسئولانه کسانی که وارد مذاکرات آتش‌بس شدند، اشاره کرد و گفت: مقاومت فلسطین وارد نبرد سیاسی دشواری شد و موفق شد تحت نظارت برادران مصری به توافقنامه خوبی دست یابد و باید از «رمضان عبدالله شلح» دبیرکل جنبش جهاد اسلامی در این باره قدردانی کرد.

ابودقه همچنین اظهارات انتقاد‌آمیز از موضع ایران در قبال بحران سوریه را رد و تاکید کرد: ما تجارت با اظهارات رسانه‌ای که در گوشه و کنار شنیده می‌شود، رد می‌کنیم و آن را موضع فلسطینی نمی‌دانیم.

مسئول نیروهای الصاعقه در نوار غزه تاکید کرد که توطئه علیه سوریه به دلیل پشتیبانی و حمایت آن از مقاومت ملت فلسطین و مقاومت لبنان است.

وی همچنین تصریح کرد که دمشق با رهبری و درایت «بشار اسد» از بحران موجود سربلند بیرون خواهد آمد.

ابودقه همچنین موضع چنین و روسیه در قبال بحران سوریه را ستود و اظهار داشت: بدون شک کاخ کرملین و مسئولان پکن نقش بزرگی را در مقابله با توطئه‌هایی که 75 دستگاه اطلاعاتی غربی و عربی علیه نظام سوریه تدارک دیده بودند، ایفا کردند.