شيعه کيست؟
شيعه
به معناي پيروان و ياران است. شيعة الرجل: اتباعه و انصاره. جمع آن، اشياع
و شيع بر وزن عنب است. در قرآن نيز آمده است: فوجد فيها رجلين يقتلان هذا
من شيعة و هذا من عدوه؛ موسي در شهر، دو مرد ديد که مقتله مي کردند: يکي از
پيروان و ديگري از دشمنانش بود. راغب در کتاب مفردات، شياع را به معناي
انتشار و نيرومند دانسته است شيعه کساني اند که شخص به واسطه آنها نيرومند
مي شود. طبرسي در ذيل آيه ثم لننزعن من کل شيعة ايهم اسد علي الرحمن عتيا
گفته است: شيعه جماعتي است که در امري به يکدگر ياري کنند. قول راغب و
طبرسي، مخالف آنچه از اقرب، نقل شده نيست، زيرا جماعت در اثر پيروي از
يکديگر، به هم ياري مي کنند و در اثر پيروي و تبعيت، شخص به وسيله آنها
تقويت مي شود. شيع، جمع شيعه و به معناي فرقه هاست، در قرآن هم آمده است: و
لقد ارسلناه من قبلک في شيع الاولين مجمع البيان در ذيل آيه فوق مي گويد:
اصل آن از مشايعت به معناي متابعت است، گويند: شايع فلان فلانا علي امره
يعني در کارش از او پيروي کرد. از آن جمله است شيعه علي (ع)، و آنها کساني
اند که در کار آن حضرت از وي متابعت نموده و به امامتش گردن نهادند. ابن
منظور - يکي از دانشمندان اهل سنت - در کتاب لسان العرب در معناي شيعه مي
گويد: شيعه، گروهي است که دوستدار خاندان پيامبر (ص) و هوادار آنهاست. دکتر
سعيد عبدالفتاح عاشور، به هنگام بررسي اين بخش از کتاب لسان العرب، مي
نويسد: هر گاه شيعه به معناي دوستدار خاندان پيامبر (ص) باشد، کدام مسلماني
است که خواهان شيعه نباشد. برخي از نويسندگان و مورخان، پيدايش شيعه را پس
از رحلت رسول اکرم (ص) و يا پس از قتل عثمان دانسته و برخي فراتر رفته،
تکوين مذهب شيعه را در ايام طلحه و زبير، دانسته اند، در حالي که ما
معتقديم، شخص رسول اکرم (ص) مذهب تشييع را ايجاد کرده و در نخستين روزهاي
بعثت، که بني هاشم را بر اساس آيه و انذر عشيرتک الاقربين دعوت کرد،
فرمود: هر که از شما با من بيعت کند جانشين من خواهد بود و کسي جز علي (ع)
پاسخ مثبت به حضرتش نداد، از آن روز، پيروان واقعي حضرتش، مشخص و متمايز
گرديدند، پيامبر اکرم (ص) در آن مناسبت و در مناسبتهاي گوناگون ديگر تا حجة
الوداع، تنها و تنها علي را برادر، وارث، وزير، وصي، خليفه و جانشين خود
معرفي کرد و به مردم فهماند که هر کس را او مولايش است، پس علي نيز مولا و
سرور اوست و بايد از او فرمان ببرد و ولايتش را بپذيرد. و بي گمان اهل سنت
واقعي، کساني هستند که در روز نخست، پيغام مولا و رهبرشان، رسول خدا (ص) را
با دل و جان شنيدند و پذيرفتند و در برابر نص صريح او، اجتهاد نکردند و با
پيامبر، مخالفت نورزيدند و پيروي از علي را مانند پيروي از رسول خدا (ص)
واجب و لازم دانستند: انما وليکم اللّه و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون
الصلاة و يوتون الزکاة و هم راکعون. جالب اينجاست، روايتهايي که پيامبر در
آنها دستور پيروي از علي داده را داده است. و علي را به عنوان وصي، ولي، و
خليفه خود تعيين کرده است، در مصادر اهل سنت، صدها روايت است و با اين
حال، نه تنها به آن اهميت نداده، بلکه آن را رها کرده و از آن مي گذرند.
رسول اکرم (ص) بر واژه شيعه اصرار داشته و علي را شيعه خود دانسته و
رستگاري و سعادت دنيا و آخرت و بشارت به بهشت را در شيعيان علي، منحصر
نموده است، و اصلا اين نام مقدس را آن حضرت بر پيروان علي گذارده، نه اينکه
پس از وفاتش، نامگذاري شده باشد. حال در برابر اين روايتها که شيعيان علي
را مي ستايد و متجاوز از 120 مورد در مصادر قطعي و موثق اهل سنت آمده است،
آنان چه پاسخي دارند و چگونه آن را با وضعيت خويش منطبق مي دانند، خود بايد
پاسخگو باشند، و يا اينکه سر تسليم و اطاعت را فرود آورده و اين سخنان
حضرت رسول اکرم (ص) را نيز مانند ديگر سخنانش، با قلبي پاک و عاري از هر
کينه و تعصبي، بپذيرند - و چنين توقع بجايي هم از حق جويان هست - چه اينکه
در کتاب خدا آمده است: و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي او هرگز از
روي هوا و هوس سخن نمي گويد و سخنش جز وحي منزل نيست. و در آيه ديگري مي
فرمايد: و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نها کم فانتهوا، و هرچه از رسول خدا
به شما رسيد، به آن عمل کنيد و از هر چه شما را بازداشت، امتناع ورزيد.
آري، رسول اکرم (ص) در موارد گوناگوني، شيعيان علي را ستوده و آنان را
بشارت به بهشت برين و رستگاري، داده است. جالب است که بيشتر اين احاديث در
کتابهاي معتبر حديث و تفسير اهل سنت آمده است که براي نمونه به برخي از
آنها اشاره مي شود:
1 - هيثمي در کتاب مجمع الزوائد روايت کرده است که رسول خدا (ص) به علي فرمود: انت و شيعتک تردون علي الحوض رواة مرويين مبيضه وجوهکم....



صحابه جسکے غلام ہیں ہمارا وہ امام ہے